تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
است به اين اعضاء و قواى ظاهره و لذت و المش در حصول و عدم اينها است و صفات و ملكات و فهم و علم و اعتقادات كار روح است بدن را نتوان گفت كه جواد و شجاع و عالم و مؤمن است بلكه افعال جزئى حسى كه از بدن و اعضاى او صادر مىشود مثل ديدن و شنيدن همه كار روح است و بدن و اعضاء براى آنها آلتى چندند چنان كه گوئى من ديدم به چشم و من شنيدم به گوش و گفتم به زبان پس من عبارت است از روح و ذات تو همانست و اين افعال فعل او است و اين اعضاء و قوى همه آلات اويند مثل كتابت كه قلم مىنويسد و در حقيقت نويسنده ديگرى است و بعضى گفته‌اند كه از جمله آثار و احكام روح گفتن و شنيدن و خوردن و آشاميدن است به همه اعضاى ظاهرى چنانچه از احوال خوب ظاهر است كه بدن و قواى آن همه بىخبرند و بدن در جاى خود در خوابست و روح براى خود مىآيد و ميرود و شهر به شهر ميگردد و ميگويد و ميشنود و همه كار مىكند اما در اين كلام سخنى هست پس معلوم شد كه انسان در حقيقت روح است و بدن بمنزلهء آلت او است و بعضى گفتند روح در بدن مانند چراغ است در فانوس و نور و روشنى همه از چراغ است و فانوس پردهء ظلمت است اگر چراغ را بىپرده مشاهده نمائى ضياء جمالش را توانى دانست و اگر روح بىبدن را ملاحظه نمائى قدر كمالش را توانى شناخت و آن وقت ميدانى كه فانوس نقص و عيب چراغ است نه زينت جمالش چراغ تا گرفتار ضعف و ناتوانى است از هبوب رياح محتاج بفانوس و مثال است و بيمار تا نحيف و رنجور است لحاف و پوشش او را ضرور است و مشعل آنها بر دور عرش و امثال اينها كه دلالت بر جسميت مىكند مگر آنكه تأويل كند آنها را بتأويلات بعيده كه بدون ضرورت از طريقه ارباب ديانت بعيد است پس نفى و اثبات هر دو مشكل است و بعضى حديث من عرف نفسه فقد عرف ربه را به اين معنى فهميده‌اند كه هم چنان كه خدا را نميتوان شناخت نفس را نيز نميتوان شناخت و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود ساكت شويد از آنچه خدا از آن ساكت شده است و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه تكلم مكنيد دانستن چيزى را كه تكليف علم آنها بشما نكرده‌اند كه بسا باشد كه بر خلاف حق قائل شويد و معذور نباشيد نزد خدا اكثر چنانچه گفته‌اند كه قول ببقاء روح بعد از مفارقت بدن و معاد روحانى موقوف بر قول تجرد است بىوجه است و ممكن است بر وجهى باشد كه صاحب صحايف الهيه و جماعت ديگر از محققين گفته‌اند كه نفس عبارتست از جسم نورانى از عالم سماوات و از حظاير قدس و مجامع انس و در اين بدن مانند چراغ است در غرفهء اثر ضوء نورش ميرسد بجميع اجزاء بدن و موتش بيرون آمدن آنست از بدن و مفارقت او از آن و جسم او مانند جسم ملائكه و ساير اجسام سمواتيه با نهايت لطافت و شفافيست بقدرت الهى محفوظ ميماند چنانچه شيخ
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 393 | العلامة المجلسي