تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
فرمود كه سخن بگو اى فرزند حضرت صاحب عليه السّلام شهادتين فرمود و صلوات بر حضرت رسالت‌پناه و ساير ائمه عليهم السّلام فرستاد و بسم اللّه گفت و آيه‌اى كه گذشت تلاوت نمود پس حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود كه بخوان اى فرزند از آنچه حقتعالى بر پيغمبران فرستاده است پس ابتدا كرد و صحف آدم را به زبان سريانى خواند و كتاب ادريس و كتاب نوح و كتاب هود و كتاب صالح و صحف ابراهيم و تورية موسى و زبور داود و انجيل عيسى و قرآن جدم محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همه را خواند پس قصه‌هاى پيغمبران را ياد كرد پس حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود كه چون حقتعالى مهدى اين امت را به من عطا فرمود دو ملك فرستاد كه او را بسرا پرده‌هاى عرش رحمانى بردند پس حقتعالى به او خطاب نمود كه مرحبا به تو اى بندهء من كه ترا خلق كرده‌ام براى يارى دين خود و اظهار امر شريعت خود و توئى هدايت يافته بندگان من قسم بذات مقدس خود ميخورم كه باطاعت تو ثواب مىدهم و بنافرمانى تو عقاب ميكنم مردم را و بسبب شفاعت و هدايت تو بندگان را مىآمرزم و بمخالفت تو ايشان را عذاب ميكنم اى دو ملك برگردانيد او را بسوى پدرش و از جانب من او را سلام برسانيد و بگوئيد كه او در پناه و حفظ و حمايت و هدايت من است و او را از شر دشمنان محافظت و حراست مينمائيم تا هنگامى كه او را ظاهر گردانم و حق را به او برپا دارم و باطل را به او سرنگون سازد و دين حق براى من خالص باشد . و بسيارى از شيعيان در حال حيات حضرت عسكرى عليه السّلام و بعد از وفات آن حضرت آن حضرت را ديده‌اند و معجزات از او مشاهده نموده‌اند از آن جمله شيخ جليل محمد بن بابويه قمى روايت كرده است از ابو الاديان كه گفت من خدمت حضرت امام حسن عسكرى را ميكردم و نامه‌هاى آن حضرت را بشهرها ميبردم پس روزى در بيمارى كه در آن مرض بعالم بقاء ارتحال فرمودند مرا طلبيدند و نامه‌اى چند بمداين نوشتند و فرمودند كه بعد از پانزده روز باز داخل سامره خواهى شد و صداى شيون از خانهء من خواهى شنيد و مرا در آن وقت غسل دهند ابو الاديان گفت كه اى سيد هرگاه اين واقعهء هايله روى دهد امر امامت باكى است فرمود كه هر كه جواب نامه‌هاى مرا از تو طلب كند او امام است بعد از من گفتم ديگر علامتى بفرما فرمود كه هر كه بر من نماز كند او جانشين من است گفتم ديگر بفرما فرمود كه هر كه بگويد كه در ميان هميان چه چيز است او امام شما است مهابت حضرت مانع شد مرا كه بپرسم كه كدام هميان پس بيرون آمدم و نامه‌ها را باهل مداين رسانيدم و جوابها گرفته برگشتم و چنانچه فرموده بود در روز پانزدهم داخل سامره شدم و صداى نوحه و شيون از منزل آن امام مطهر بلند شده بود