را نشانيد و دست مطهر را بر سر آن سرور ماليد و گفت اى فرزند سخن بگو بقدرت الهى پس حضرت صاحب الامر عليه السّلام استعاذه فرمود و گفت بسم اللّه الرحمن الرحيم
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ
و اين آيهء كريمه موافق احاديث معتبره در شأن آن حضرت و آباء بزرگوار او نازل شده است و ترجمهء ظاهر لفظش اينست كه ميخواهيم منت گذاريم بر جماعتى كه ايشان را ستمكاران در زمين ضعيف گردانيدهاند و بگردانيم ايشان را پيشوايان دين و بگردانيم ايشان را وارثان زمين و تمكين و استيلاء بخشيم ايشان را در زمين و بنمائيم بفرعون و هامان يعنى ابو بكر و عمر و لشكرهاى ايشان از آن امامان آنچه را حذر ميكردند .
برگشتيم بترجمهء حديث پس حضرت صاحب صلوات بر حضرت رسالت پناه و حضرت امير و جميع امامان فرستاد تا به پدر بزرگوار خودش پس در اين حال مرغان بسيار نزديك سر
آن حضرت پيدا شدند و يكى از آن مرغان را صدا زد كه اين طفل را بردار و نيكو محافظت نما و هر چهل روز يك مرتبه بنزد ما بياور مرغ آن حضرت را گرفت و بسوى آسمان پرواز كرد و ساير مرغان نيز از عقب او پرواز كردند امام حسن عليه السّلام فرمود كه سپردم تو را به آن كسى كه مادر موسى به او سپرد موسى را پس نرجس خاتون گريان شد حضرت فرمود كه ساكت شو كه شير از غير پستان تو نخواهد خورد و به زودى او را بسوى تو بر ميگردانند مانند حضرت موسى كه بمادرش برگردانيدند چنانچه حقتعالى فرموده است كه پس برگردانيم موسى را بمادرش تا ديدهء مادرش به او روشن گردد پس حكيمه پرسيد كه اين چه مرغ بود كه صاحب را به او سپرديد حضرت گفت كه اين روح القدس است كه موكل است بائمهء ايشان را موفق ميگرداند از جانب خدا و از خطا نگاه ميدارد و ايشان را بعلم زينت ميدهد حكيمه گفت كه چون چهل روز گذشت به خدمت آن حضرت رفتم چون داخل خانه شدم ديدم كه طفلى در ميان راه ميرود گفتم اى سيد من اين طفل دوساله است حضرت تبسم نمود و فرمود كه اولاد پيغمبران و اوصياى ايشان هرگاه امام باشند بر خلاف اطفال ديگر نشو و نما ميكنند و يك ماههء ايشان مانند يك سالهء ديگرانست و ايشان در شكم مادر سخن ميگويند و قرآن ميخوانند و عبادت پروردگار ميكنند و در هنگام شير خوردن ملائكه فرمان ايشان مىبرند و هر صبح و شام بر ايشان نازل ميشوند پس حكيمه فرمود كه چهل روز يك مرتبه به خدمت او ميرسيدم در زمان حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام تا آنكه چند روزى قبل از وفات آن حضرت او را ملاقات كردم به صورت