تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
اى عمه اين نگاه از روى تعجب بود زيرا كه در اين زودى خدا از او فرزند بزرگوارى بيرون مىآورد كه عالم را پر از عدالت كند بعد از آنكه پر از جور و ستم شده باشد گفتم كه پس بفرستم بنزد شما فرمود كه از پدر بزرگوارم رخصت بطلب در اين باب حكيمه خاتون گويد كه جامه‌هاى خود را پوشيدم و به خانه برادرم امام على نقى رفتم و چون سلام كردم و نشستم بىآنكه من سخنى بگويم حضرت از باب اعجاز ابتدا فرمود و گفت اى حكيمه نرجس را بفرست براى فرزندم گفتم اى سيد من از براى همين مطلب به خدمت تو آمده بودم كه در اين امر رخصت بگيرم فرمود كه اى بزرگوار صاحب بركت خدا ميخواست كه تو را در چنين ثوابى شريك گرداند و بهرهء عظيمى از خير و سعادت به تو كرامت فرمايد كه ترا واسطهء چنين امرى گردانيد حكيمه خاتون گفت به زودى به خانه خود برگشتم و زفاف آن معدن فتوت و عفاف را در خانه خود واقع ساختم و بعد از چند روز آن سعد اكبر را با آن زهره منظر به خانه خورشيد انور يعنى والد مطهر او بردم و بعد از چند روز آن آفتاب مطلع امامت در مغرب عالم بقاء غروب نمود و ماه برج خلافت امام حسن عسكرى در امامت جانشين او گرديد و من پيوسته به عادت مقرره زمان پدر به خدمت آن امام البشر مىرسيدم پس روزى نرجس خاتون آمد و گفت اى خاتون من پا دراز كن تا كفش از پايت بيرون كنم گفتم توئى خاتون و صاحب من و هرگز نگذارم كه تو كفش از پاى من بكشى و مرا خدمت كنى بلكه من ترا خدمت ميكنم و منت بر ديدهء خود مىنهم چون حضرت امام عليه السّلام اين سخن را از من شنيد گفت خدا تو را جزاى نيكو دهد اى عمه پس در خدمت آن حضرت نشستم تا وقت غروب آفتاب پس صدا زدم بكنيز خود كه بياور جامه‌هاى مرا تا بروم حضرت فرمود اى عمه امشب نزد ما باش كه در اين شب متولد مىشود فرزند گرامى نزد خدا كه حقتعالى به او زنده ميگرداند زمين را به علم و ايمان و هدايت بعد از آنكه مرده باشد بشيوع كفر و ضلالت گفتم از كى بهم ميرسيد اى سيد من آن فرزند و من در نرجس هيچ اثر حمل نميابم فرمود كه از نرجس بهم ميرسد نه از ديگرى پس جستم و شكم و پشت نرجس را ملاحظه كردم هيچ گونه اثرى نيافتم پس برگشتم و عرض كردم حضرت تبسم كرده فرمود چون صبح مىشود اثر حمل بر او ظاهر خواهد شد و مثل او مثل مادر موسى است كه تا هنگام ولادت هيچ تغييرى بر او ظاهر نشد و احدى بر حال او مطلع نگرديد زيرا كه فرعون شكم زنان حامله را ميشكافت براى طلب حضرت موسى عليه السّلام و حال اين فرزند نيز شبيه است به حال موسى و در روايت ديگر اين است كه حضرت فرمود كه حمل ما اوصياى پيغمبران در شكم نميباشد در پهلو مىباشد و از رحم بيرون نميآييم بلكه از ران مادران فرود مىآييم زيرا كه ما نورهاى حق‌تعالىايم و چرك و كثافت و نجاست را از ما دور گردانيده است
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 327 | العلامة المجلسي