و يقين كردم امر آن حضرت را و شيخ طوسى و ديگران روايت كردهاند كه على بن بابويه عريضه به خدمت حضرت صاحب عليه السّلام نوشت و بحسين بن روح داد و سؤال كرده بود در آن عريضه كه دعا كند از براى او كه خدا فرزندى به او عطا كند حضرت در جواب نوشت كه دعا كرديم از براى تو و خدا تو را در اين زودى دو فرزند ذكور نيكوكار كرامت خواهد كرد پس در آن زودى از كنيزى حقتعالى او را دو فرزند داد يكى محمد و ديگرى حسين و از محمد تصانيف بسيار ماند كه از جمله آنها كتاب من لا يحضره الفقيه است و از حسين نسل بسيار از محدثين و فضلاء بهم رسيد و محمد فخر ميكرد كه من بدعاى حضرت قائم عليه السّلام بهمرسيدهام و استادان او را تحسين ميكردند و ميگفتند سزاوار است كسى كه بدعاى
حضرت صاحب بهمرسيده باشد چنين باشد و شيخ صدوق محمد بن بابويه بسند صحيح از احمد بن اسحاق روايت كرده است كه گفت رفتم به خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و ميخواستم از آن حضرت سؤال كنم كه امام بعد از او كى خواهد بود حضرت پيش از آنكه سؤال كنم فرمود كه اى احمد خداى عز و جل از روزى كه آدم را خلق كرده است تا حال زمين را خالى از حجت نگردانيده و تا روز قيامت خالى نخواهد گذاشت از كسى كه حجت خدا باشد بر خلق و ببركت او دفع كند بلاها را از اهل زمين و بسبب او باران از آسمان بفرستد و بركتهاى زمين را بروياند گفتم يا بن رسول اللّه پس كى امام و خليفه خواهد بود بعد از تو حضرت برخاست و داخل خانه شد و بيرون آمد و كودكى بر دوشش بود مانند ماه شب چهارده و سه چهارساله مينمود و گفت اى احمد اين است امام بعد از من و اگر نه اين بود كه تو گرامى هستى نزد خدا و حجتهاى او اين را به تو نمينمودم اين فرزند نام و كنيت او موافق نام و كنيت حضرت رسول است و زمين را پر از عدالت خواهد كرد بعد از آنكه پر از جور و ستم شده باشد اى احمد مثل او در اين امت مثل خضر و مثل ذو القرنين است به خدا سوگند كه غايب خواهد شد غايب شدنى كه نجات نيابد از غيبت او از هلاك شدن و گمراه گرديدن مگر كسى كه خدا او را ثابت بدارد بر قول بامامت او و توفيق دهد خدا او را كه دعا كند براى تعجيل فرج او گفتم آيا معجزه و علامتى ظاهر ميتواند شد كه خاطر من مطمئن گردد پس آن كودك بسخن آمد و بلغت فصيح عربى گفت منم بقية خدا در زمين و انتقامكشنده از دشمنان او و بعد از ديدن ديگر طلب خبر مكن احمد گفت كه شاد و خوشحال از خدمت آن حضرت بيرون آمدم و روز ديگر به خدمت آن
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٩