تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
شافى بسندهاى عامه از عايشه روايت كرده است و سيد بن طاوس از طريق عامه روايت كرده است و سيد احمد بن ابى طاهر در كتاب بلاغة النساء به چندين سند روايت كرده است و ابن اثير در كتاب نهايه اكثر الفاظش را روايت كرده است و خطبهء به اين شهرت را كسى انكار نميتواند كرد و خطبه بسيار طولانى و قريب به دو جزو است و اين رساله گنجايش ذكر همه ندارد و قدرى از آن كه متعلق باحتجاج فدكست ايراد مينمائيم : روايت كرده‌اند كه چون أبو بكر عزم كرد بر آنكه منع كند فدك را از فاطمه و اين خبر به حضرت فاطمه رسيد مقنعهء مطهره را بر سر بست و چادر عصمت را در بر كرد و روانه شد با گروهى از خدمتكاران و زنان خويشان خود و چادرش بر پايش ميپيچيد از حيا و رفتارش را از رفتار حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هيچ فرقى نميتوانست كرد تا در مسجد بنزد أبو بكر آمد و او در ميان گروهى از مهاجران و انصار نشسته بود پس پردهء سفيدى در پيش روى مباركش كشيدند و در پس پرده نشست و ناله جانسوزى كشيد كه خروش از مردم برخاست و صداى گريه و زارى بلند شد پس لحظه‌اى صبر فرمود كه صداها فرو نشست و شروع كرد بخطبهء غراء و حمد و ثناى الهى كرد به نحوى كه همگى حيران شدند پس درود بر حضرت رسالت پناهى فرستاد و حقوق نعمتهاى آن حضرت بر مردم شمرد تا آنكه گفت پس حقتعالى روح مقدس او را قبض كرد از روى رأفت و رحمت و رغبت كه دار راحت و آخرت را از براى او پسنديد و از تعب دنيا او را راحت بخشيد و او را محفوف گردانيد به ملائكهء ابرار و خوشنودى پروردگار غفار و مجاورت خداوند جبار صلوات فرستد خدا بر پدرم كه پيغمبر او و امين او است بر وحى او و برگزيدهء او است از جميع خلق و سلام و رحمت و بركات الهى بر او باد پس خطاب نمود باهل مجلس و فرمود كه شما اى بندگان خدا محل اوامر و نواهى خدائيد و حاملان دين و وحى اوئيد كه بر شما خوانده شد و خدا شما را امين گردانيده است كه خود بدين خدا عمل كنيد و به ديگران برسانيد و خود را چنين مىدانيد و خدا را عهدى در ميان شما هست كه قرآن مجيد است و بقيهء از پيغمبر خود در ميان شما گذاشته است كه اهل بيت اويند پس فضايل قرآن را به ابلغ وجوه ذكر كرد و علل اوامر و نواهى حقتعالى را بيان كرد پس از خدا بترسيد و اطاعت كنيد خدا را در آنچه شما را به آن امر كرده است يا نهى از آن كرده است پس بدرستى كه نمىترسند از خدا مگر علماء . پس گفت أيها الناس بدانيد كه منم فاطمه و پدرم محمد است آنچه مىگويم غلط نميگويم و آنچه ميكنم در آن تجاوز از حد و عدول از حق نميكنم پس اين آيه را خواند
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
يعنى بتحقيق كه رسولى مبعوث شد بر شما از قوم شما كه دشوار بود بر او غوايت شما و