تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
شد جامه دين و بسخن درآمدند گمراهان كه از ترس شمشير دهان بسته بودند و پيدا شدند گم نامى چند كه از همه كس ذليل‌تر بودند و شتر اهل بطلان بصدا آمد و بجولان درآمد در عرصه‌هاى شما و شيطان سر خود را از آنجا كه فرو برده بود بلند كرد و شما را صدا زد ديديد كه همه استجابت او كرديد و چشم بر عزت دنيا دوختيد و گفت برخيزيد سبكبار برخاستيد و شما را بغضب آورد بر اهل حق ديد كه غضبناكيد پس بر شتر ديگرى داغ ملكيت گذاشتيد يعنى خلافت كه حق ديگرى بود بنام خود كرديد و حق ديگرى را به خانه خود برديد و هنوز از عهد پيغمبر شما قدرى نرفته بود و جراحت مصيبت او مندمل نشده بود و هنوز جسد مطهر او را بقبر نسپرده بودند و بهانه كرديد كه از فتنه ترسيديم و در عين فتنه افتاديد و جهنم محيط است بكافران هيهات چه دور است از شما تدبير امور امت و چگونه بشما درست مىشود امر ملت شيطان شما را بكدام جانب مىبرد و حال آنكه كتاب خدا در ميان شما است و امور آن ظاهر است و احكام آن واضح است و نشانه‌هاى آن پيداست و اوامر و نواهى آن لايح و هويدا است انداختيد آن را بر پشت سر خود آيا رغبت به قرآن نداريد يا حاكمى به غير آن مىخواهيد بد بدليست براى ظالمان حكمى كه مخالف آن باشد و حقتعالى ميفرمايد كه هر كه طلب كند به غير اسلام دينى را پس از او قبول كرده نمىشود هرگز و او در آخرت از زيانكاران است پس آن قدر صبر كرديد كه خلافت باطل خود را به زور محكم كرديد آنگاه شروع كرديد در افروختن آتش فتنه‌ها و پيدا كردن بدعتها و هر صدائى كه از شيطان گمراه‌كننده در ميان شما بلند شد اجابت كرديد و انوار دين مبين جلى را فرو نشانديد و سنتهاى پيغمبر برگزيده را محو كرديد و در پردهء مكر و حيله مىخواهيد كه آثار دين را محو كنيد و آهسته آهسته مىخواهيد در لباس دين‌دارى انوار شريعت را پنهان كنيد و بدعت‌هاى جاهليت را شايع گردانيد و كينه‌هاى رسول خدا را در اهل بيت او تدارك كنيد و ما صبر مىكنيم بر ضررهاى شما مانند كسى كه با كارد و نيزه او را پاره پاره كنند و چاره نداشته باشد و از جمله آنها آنست كه گمان مىكنيد كه از پدر خود ميراث نميبرم پس آيه‌اى را خواند كه مضمونش اينست آيا حكم جاهليت را طلب مىكنيد و كيست نيكوتر از خدا در حكم كردن از براى گروهى كه صاحب يقين‌اند آيا نمىدانيد حقيت مرا بلكه دانسته پنهان مىكنيد و بر شما ظاهر است حق من مانند آفتاب تابان اى گروه مهاجران آيا بر من غلبه كنند در ميراث پدر خود و شما معاونت كنيد اى پسر أبو قحافه آيا در كتاب خدا است كه تو از پدر خود ميراث ببرى و من از پدرم ميراث نبرم
لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا
عجب افترائى بر خدا بسته‌ايد آيا عمدا ترك مىكنيد عمل كردن بكتاب خدا را و پس پشت خود مىاندازيد زيرا كه مىفرمايد
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
يعنى ميراث برد سليمان از داود
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 214 | العلامة المجلسي