تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بده بخويش خود حق او را حضرت جبرئيل پرسيد كه ذى القربى كيست و حق او چيست گفت ذى القربى فاطمه و حق او فدك است پس حضرت فدك را بامر خدا بفاطمه داد كه از او و ذريهء او باشد و فرمود اينها بىجنگ گرفته شده و مخصوص منست و بامر خدا به تو دادم بگير اينها از تو و فرزندان تو است تا روز قيامت پس أبو بكر چون خلافت غصبى بر او قرار گرفت فرستاد و كلاء حضرت فاطمه را از فدك بيرون كرد ابن بابويه و شيخ طوسى و ديگران بسندهاى بسيار معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه چون أبو بكر كارهاى خود را محكم كرد و بيعت از اكثر مهاجران و انصار گرفت كسى را فرستاد كه وكيل حضرت فاطمه را از فدك بيرون كرد و حضرت فاطمه بسوى أبو بكر آمد و گفت بچه سبب منع ميكنى ميراث پدرم رسول خدا را از من و بچه جهت وكيل مرا از فدك بيرون كردى و حال آنكه رسول خدا بامر خدا او را به من داده أبو بكر گفت بر آنچه ميگوئى گواه بياور حضرت فاطمه‌ام ايمن را آورد و ام ايمن گفت اى أبو بكر گواهى نميدهم تا حجت بر تو تمام كنم و به آنچه حضرت رسول در حق من گفته است تو را به خدا قسم مىدهم نميدانى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت ام ايمن زنى است از اهل بهشت أبو بكر گفت بلى ميدانم ام ايمن گفت پس من گواهى مىدهم كه حقتعالى وحى كرد به رسول خود كه بده بذى القربى حق او را پس حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فدك را بطعمه حضرت فاطمه داد بامر خدا و حضرت امير عليه السّلام نيز آمد و گواهى داد و به همين نحو به روايت ديگر حسنين نيز شهادت دادند پس أبو بكر نامه‌اى نوشت در باب فدك و بفاطمه داد پس عمر حاضر شد و گفت اين چه نامه‌ايست أبو بكر گفت فاطمه دعوى فدك كرد و ام ايمن و على عليه السّلام براى او گواهى دادند من اين نامه را نوشتم عمر نامه را از دست فاطمه گرفت و پاره كرد و فاطمه گريان شد و بيرون رفت روز ديگر حضرت امير بنزد أبو بكر آمد در وقتى كه مهاجران و انصار بر دور او مجتمع بودند و گفت اى أبو بكر چرا منع كردى فاطمه ( ع ) را از ميراثى كه از رسول خدا به او رسيده بود و حال آنكه در حيات حضرت رسول آن را مالك و متصرف بود أبو بكر گفت آن فىء همه مسلمانانست اگر اقامه شهود بكند بر آنكه او را رسول خدا به او داده و مخصوص او گردانيده است به او مىدهم و الا او را در آن حقى نيست حضرت امير گفت اى أبو بكر آيا در حق ما حكم ميكنى بخلاف حكم خدا در همه مسلمانان أبو بكر گفت نه حضرت فرمود پس بگو اگر در دست مسلمانان چيزى باشد كه مالك و متصرف باشند و بعد از آن من بيايم و دعوى كنم كه از من است از كى گواه خواهى طلبيد گفت از تو حضرت فرمود پس چرا در فدك از فاطمه گواه طلبيدى بر آنچه در دست او