تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
حسين عليهما السّلام را بر رانهاى خود نشانيده بود و مىگفت اينها دو پسر من و دو پسر دختر منند خداوندا من اينها را دوست مىدارم تو ايشان را و دوستان ايشان را دوستدار و ايضا ترمدى از يعلى بن مره روايت كرده است كه حضرت رسول فرمود كه حسين عليه السّلام از منست و من از حسينم خداوندا دوست دار كسى را كه حسين را دوست دارد حسين سبطى است از اسباط و ايضا ترمدى از ابو سعيد خدرى روايت كرده است از حضرت رسول كه حسين دو سيد و مهتر جوانان اهل بهشتند و بخارى و مسلم و ترمذى از ابن عمير روايت كرده‌اند كه رسول خدا فرمود كه حسين دو ريحان منند از دنيا و احاديث فضايل ايشان زياده از آنست كه احصاء توان نمود و در اين رساله جمع توان كرد و احاديث متواتره وارد شده است كه ايذاء حضرت امير عليه السّلام ايذاء حضرت رسولست و ايذاء رسول ايذاء خداست و خداى تعالى فرموده است آنها كه ايذاء ميكنند خدا و رسول او را لعنت كرده است خدا ايشان را در دنيا و آخرت و مهيا كرده است از براى ايشان عذابى خواركننده پس معلوم شد كه آنها كه اين اذيت‌ها را بايشان رسانيدند ملعونند در دنيا و آخرت و محارب خدا و رسولند و از اهل كفر و شقاق و نفاقند پس چگونه صلاحيت امامت داشته باشند . طعن چهارم مصيبت عظمى و داهيهء كبرى است كه در غصب فدك از أبو بكر و عمر بر اهل بيت رسالت واقع شد و اول از طريق شيعه مجمل آن را روايت ميكنم و بعد از آن از كتب معتبرهء مخالفان مؤيد آن را ايراد مينمايم تا معلوم شود كه فضايح اين قضيه متفق عليه هر دو فرقه است و مجمل اين قضيه هايله آنست كه چون أبو بكر غصب خلافت حضرت امير نمود و از مهاجران و انصار بجبر بيعت گرفت و كار خود را محكم كرد طمع كرد در فدك كه مبادا بعضى از مردم بطمع مال بجانب ايشان ميل كنند زيرا كه هرگاه قرابت و فضيلت و نص خدا و رسول با ايشان باشد چيزى كه ممكن است كه باعث ميل منافقان از ايشان بجانب آن ظالمان شود آن خواهد بود كه دست ايشان از مال تهى باشد تا آنكه دنياپرستان از ناحيه ايشان منحرف گردند و هرگاه قليلى از مال نيز با ايشان باشد ممكن است كه بعضى از مردم بسوى ايشان مايل گردند و خلافت باطل ايشان بر هم خورد به اين سبب در اول حال وقتى كه صحيفهء ملعونه را مىنوشتند اين حديث مفتراى خبيث را وضع كردند كه ما گروه انبياء ميراث نميگذاريم هرچه از ما ميماند صدقه است و فدك از جملهء بلادى بود كه بىجنگ به تصرف حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در آمده بود زيرا كه چون فتح خيبر بر دست حضرت امير جارى شد اهل فدك و ساير قراى نواحى آن دانستند كه تاب مقاومت آن حضرت ندارند آنها را بدون جنگ تسليم كردند و آيات كريمه نازل شد كه چون بجنگ گرفته‌اند مال حضرت رسولست بعد از آن اين آيه نازل شد
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
يعنى