بلند شد و ايضا بلادرى از ابن عباس روايت كرده است كه چون على عليه السّلام امتناع نمود از بيعت با أبو بكر عمر را فرستاد و گفت بياور او را بنهايت عنف و شدت چون او را آورد گذشت ميان ايشان سخنى پس على بعمر گفت كه بدوش شيرى را كه نصفش از تو باشد به خدا سوگند كه تو را حريص نكرده است بر امارت او مگر آنكه تو را فردا بر ديگران اختيار كند و ابراهيم ثقفى از زهرى روايت كرده است كه بيعت نكرد على مگر بعد از شش ماه و جرأت بهم نرسانيدند بر او مگر بعد از وفات حضرت فاطمه و ايضا ابراهيم روايت كرده است كه قبيلهء اسلم ابا كردند از بيعت أبو بكر و گفتند تا بريده بيعت نكند ما بيعت نمىكنيم زيرا كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با بريده گفته است كه على ولى شما است بعد از من پس حضرت امير عليه السّلام فرمود كه ايشان مرا مخير كردند ميان آنكه ظلم كنند بر من و حق مرا بگيرند و من با ايشان بيعت كنم يا كار بجنگ منتهى شود و مردم مرتد شوند و من اختيار اين كردم كه بر من ستم كنند و مردم از دين برنگردند و ايضا از عدى بن حاتم روايت كرده است كه گفت بر هيچكس آن قدر رحم نكردم كه بر على كردم در وقتى كه گريبانش را كشيدند و بنزد أبو بكر آوردند و أبو بكر به او گفت بيعت كن على گفت اگر نكنم چه خواهى
كرد گفت سرت بر ميدارم پس على سر بسوى آسمان بلند كرد و گفت خداوندا گواه باش پس دست راستش را نگشود و بلند نكرد و به اين بيعت راضى شدند .
مؤلف گويد كه اى طالب حق و يقين بدان كه دليل عمده مخالفان بر خلافت أبو بكر آنست كه جميع صحابه اجماع كردهاند بر خلافت او و اجماع حجت است پس خلافت او حق باشد و خود تعريف كردهاند اجماع را كه آنست كه اجماع و اتفاق كنند جميع مجتهدان آن عصر بر امرى از امور در يك وقت و در اين اجماع سخن بسيار است :
اول آنكه در كتاب اصول خود چندين خلاف در اين مسأله كردهاند ( اول ) آنكه تحقيق چنين امرى ممكن است يا محال ( دويم ) و بر تقدير امكان آيا متحقق شده در امرى يا نه ( سيم ) آنكه بر تقدير تحقق دليل بر حقيت مىشود يا نه ( چهارم ) آنكه بر تقدير حجت بودن آيا شرطست كه به حد تواتر برسد يا نه و در هر يك از اينها تشاجر و منازعه بسيار كردهاند پس اثبات امامت أبو بكر باجماع موقوف بر اثبات جميع اين مراتب خواهد بود و آنها كه به اين امر قائل نيستند از علماى ايشان چگونه به اين دليل استدلال مىتوانند كرد و باز خلاف كردهاند در آنكه آيا شرطست در حجيت اجماع آنكه آنها كه اتفاق بر اين رأى كردند بر اين رأى باقى بمانند تا مردن يا نه و باز خلاف كردهاند در آنكه اجماع به تنهائى حجت است يا مستندى ميبايد داشته باشد و اين
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٩