ايشان گردانيد تا آنكه بريدهء اسلمى كه چهارم ايشان بود شكايت على عليه السّلام را كرد و گفت جاريهاى از غنيمت براى خود برداشت پس حضرت رسول به حدى غضبناك شد كه رنگ مباركش سرخ شد و مكرر گفت على را از براى من بگذاريد كه على از منست و من از علىام و او ولى هر مؤمنست بعد از من و حصهء او از خمس زياده از آنست كه برداشته است .
پس ابن ابى الحديد گفته است كه اين حديث را احمد در مسند به چندين سند روايت كرده است و اكثر محدثين اين حديث را روايت كردهاند و ايضا در جامع الاصول از صحيح ترمدى روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه على از منست و من از علىام و نميرساند از جانب من رسالت را مگر على و اين حديث صريح است در خلافت نزد كسى كه اندك بصيرتى داشته باشد و از كتاب معرفة ابراهيم بن سعيد ثقفى از جابر انصارى روايت كرده است كه چون حضرت امير قلعهء خيبر را فتح كرد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه اگر نه آن بود كه خواهند گفت در حق تو آنچه نصارى در حق حضرت عيسى عليه السّلام گفتند هرآينه امروز سخنى در حق تو ميگفتم كه به هيچ گروهى نگذرى مگر آنكه خاك پاى ترا بردارند و بقيهء آب دست شستن تو را بگيرند و به آنها طلب شفا كنند و ليكن بس است تو را آنكه تو از منى و من از توام و تو وارث منى و من وارث توام و تو از من بمنزلهء هارونى از موسى مگر آنكه پيغمبرى نيست بعد از من و تو برى ميگردانى ذمهء مرا و قتال خواهى كرد بر سنت من و تو در آخرت نزديكترين خلق خدا خواهى بود بسوى من و تو پيش از همه كس در حوض كوثر بر من وارد خواهى شد و تو بر حوض كوثر جانشين من خواهى بود و اول كسى كه حلهء بهشت ميپوشد با من تو خواهى بود و اول كسى كه داخل بهشت مىشود از امت من توئى و شيعيان تو بر منبرهاى نور خواهند بود با روهاى سفيد در دور من و شفاعت خواهم كرد از براى ايشان و در بهشت همسايگان من خواهند بود و هر كه با تو در جنگ است با من جنگست و هر كه با تو صلح است با من صلح است و راز تو راز منست و آشكار تو آشكار منست و فرزندان تو فرزندان منند و تو وعدههاى مرا به عمل خواهى آورد و حق با تو است و حق بر زبان تو و در دل تو و در ميان دو ديدهء تست و ايمان مخلوط است با گوشت و خون تو چنانچه مخلوط است با گوشت و خون من و در حوض كوثر وارد نميشود بر من دشمن تو و غايب نخواهد بود از حوض كوثر دوست تو و با تو در حوض كوثر وارد خواهند شد پس حضرت امير عليه السّلام سر به سجده گذاشت و گفت حمد ميكنم خدائى را كه منت گذاشت بر من بايمان و تعليم كرد
به من قرآن را و مرا محبوبترين خلايق نزد خاتم پيغمبران و سرور مرسلان گردانيد بمحض احسان و فضل خود بر من پس حضرت رسول صلّى
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٥