اللَّه عليه و آله و سلّم گفت يا على اگر تو نميبودى مؤمنان بعد از تو شناخته نميشدند .
فصل چهارم در بيان اختصاص حضرت امير عليه السّلام به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در اخوت و هم راز بودن و ساير امور و در آن چند مطلب است :
مطلب اول اخوت است
در جامع الاصول از صحيح ترمدى روايت كرده است از انس كه چون حضرت رسول ( ص ) برادرى قرار داد در ميان صحابه حضرت امير عليه السّلام گريان بنزد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت يا رسول اللَّه برادرى قرار دادى ميان اصحاب خود و مرا با كسى برادر نكردى حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود تو برادر منى در دنيا و آخرت و ابن عبد البر در استيعاب از ابن عباس روايت كرده است كه رسول خدا ( ص ) با على عليه السّلام گفت كه تو از من بمنزلهء هارونى از موسى برادر منى و مصاحب منى و از ابى الطفيل روايت كرده است كه چون عمر محتضر شد خلافت را بشورى قرار داد در ميان على عليه السّلام و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن و سعد پس حضرت امير عليه السّلام بايشان گفت شما را به خدا سوگند مىدهم كه آيا در ميان شما كسى هست به غير از من كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم برادرى در ميان او و خود قرار داده باشد در وقتى كه مسلمانان را با يكديگر برادر كرد گفتند نه پس ابن عبد البر گفته است كه از وجوه بسيار روايت كردهاند كه على عليه السّلام ميگفت كه من بندهء خدا و برادر رسول اويم و اين سخن را به غير من كسى نميگويد مگر بسيار دروغگوئى و قصهء مواخات از متواتراتست و ابن حنبل در مسند بشش سند روايت كرده است از جمعى از صحابه و ابن مغازلى به هشت سند روايت كرده است و ابن صباغ مالكى در فصول مهمه از ابن عباس روايت كرده است و حاصل همه آنست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم برادر گردانيد هر يك از مهاجر و انصار را با كسى كه در سعادت يا شقاوت نظير او بود چنان كه أبو بكر را با عمر و عثمان را با عبد الرحمن بن عوف و طلحه را با زبير و سلمان را با ابو ذر و همچنين ساير صحابه را برادر گردانيد و حضرت امير ( ع ) را با كسى برادر نكرد حضرت رسول ( ص ) فرمود من تو را از براى خود گذاشتم پس دست او را گرفت و بلند كرد و گفت على از منست و من از اويم و او از من بمنزلهء