تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
وجه اول - آنكه بر هر عاقلى معلوم است كه اگر مراد اصل محبت باشد كه ايشان همهء مسلمانان را در آن شريك ميدانند با آن حضرت هرآينه صحابه با آن جبنى كه اكثر ايشان داشتند و جان خود را عزيز مىداشتند آن قدر آرزو نميكردند كه علم باز بايشان داده شود و آن قدر حسد بر آن حضرت در اين باب نميبردند و شعراء در مدايح خود ذكر نميكردند و حضرت امير عليه السّلام در مفاخرت خود ذكر نميكرد پس معلوم شد كه مراد از محبت آن حضرت خدا و رسول را محبتى است كه هرگز مخالفت ايشان را اختيار ننمايد و جان و مال خود را بطيب خاطر در راه ايشان بذل نمايد و مراد بمحبت خدا و رسول آن حضرت را آنست كه در همهء امور و جميع احوال و از جميع جهات محبوب ايشان باشد و اين هر دو ملزوم مرتبهء عصمت است و عصمت ملزوم امامت است چنان كه مكرر مذكور شد و اگر بوجه ديگر تقرير كنيم و گوئيم كه يا مراد محبت من جميع الجهات است يا محبت فى الجمله و محبت فى الجمله نسبت بهر مؤمنى من حيث الايمان هست و اختصاص بىوجه است و محبت من جميع الجهات لازم دارد عصمت را زيرا كه در هر صفت مرجوحى اتصاف به آن مستلزم آنست كه از اين جهت او را دوست ندارد و اگر از اين مراتب هم تنزل كنيم در آن شكى نيست كه البته متضمن فضيلت و منقبت عظيمى هست براى آن حضرت پس تقديم غير بر آن حضرت ترجيح مرجوح است و بر حكيم عليم محال است . وجه دويم آنكه بعد از اندك تأملى بر عاقل مخفى نميماند كه هرگاه علم را اول به أبو بكر و بعد از آن بعمر داده باشد و ايشان گريخته باشند و از گريختن ايشان آزرده باشد بعد از آن بفرمايد كه فردا علم را بشخصى مىدهم كه صاحب اين صفات باشد و بر دست او فتح بشود البته بايد آن شخص مخصوص بهمهء آن صفات باشد و آن صفات در آنها كه منهزم شدند نباشد پس اگر آن حضرت بجاى اين صفات ميفرمود كه فردا علم را به كسى مىدهم كه از اهل مكه باشد و قرشى باشد با آنكه اين دو صفت در آنها كه پيشتر علم را گرفته بودند بود خلاف قانون بلاغت بود پس از اينجا معلوم شد كه أبو بكر و عمر دوست خدا نبودند و خدا و رسول ايشان را دوست نميداشته و شك نيست در آنكه اينها منافى رتبهء خلافت و امامت است بلكه منافى ايمانست و چون تواند بود كه كسى مؤمن باشد و خدا و رسول را دوست ندارد و حال آنكه حقتعالى فرموده است
وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ
يعنى آنها كه ايمان آورده‌اند محبت ايشان به خدا بيشتر است از محبت مشركان ببتها و ايضا فرموده است كه اگر خدا را دوست ميداريد پس پيروى كنيد مرا تا خدا شما را دوست دارد و ايضا لازم دارد كه حقتعالى هيچ‌يك از طاعات ايشان را قبول نكرده باشد زيرا كه حقتعالى فرموده است بدرستى كه حق تعالى دوست ميدارد آنها را كه قتال ميكنند در راه او و فرموده است
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 142 | العلامة المجلسي