[ دليل حدوث عالم و قدرت و اختيار و تفضّل صانع عالم و علم او به كلّيات و جزئيات و اثبات همهء صفات كمال ]
بدان كه فقرهء شريفه ، فتح باب اهتدا و رجاست . عالم در بدايتْ هيچ نبود و تاريك بود . به روشنايى روز منّت نهاد و از جرم آفتاب بر جهانيان ، چراغ روشن برافروخت تا هر كسى كسب معاش خود كند و روى به مقصود خود نهد ، و در طلب منافع به غرض رسد و در تاريكىهاى برّ و بحر راه يابد و به حُسن محسّنات و قبح مقبّحات عالِم شود ، و افعال حسنه كند ، و از قبح اجتناب نمايد ، و شكر مُنعم كند و تعظيمِ حق و امتثال فرمان او كند ، و كسى كه در اين امور نظر نكند ، تقصير و تفريط از او باشد . پس اين نعمت عظيم و تدبير عجيب حاصل نمىتواند شد ، مگر به تدبير مُدبر قادر قاهر عالم حكيم مريد كاره سميع بصير متكلّم ازلى ابدى سرمدى باقى غنى ؛ صادق عادلى كه جسم و جوهر و عرض نباشد و مثل و ضدّ و ندّ نداشته باشد و ديده نتواند شد و محلّ هيچچيز نباشد و حلول در چيزى نكرده باشد ومتّحد با چيزى نباشد و جزء نداشته باشد ، منزّه باشد از زمان و مكان ، مقدّس از جهات و احياز ، ( 1 ) و از جميع صفات نقص و امكان .