مِنْ غَيْرِ أَنْ تُمَارِسَ فِيَما ابْتَدَأْتَ بِهِ لُغُوباً وَلَا عِلاجاً
الممارسة : المعالجه . و لغوب : به معنى درماندگى و مشقّت و رنج و تعب . العالج : المارس ، و منه الحديث « انّ الدّعاءَ ليلقى البلاءَ فيعتلجان » ( 1 ) أي : يتصارعان . يعنى : بىآن كه معالجه خواهى ، در آنچه آغاز و بنا فرموده و آفريده ، نه سستى و فتور قوّتى را و نه علاجى . يعنى عملى و آلتى را به اين معنى كه نرسيده است آفريدگار - جلّ شأنه - را در آنچه آفريده است و پيدا كرده رنجى و درماندگى و تعبى و نه عملى و آلتى چون ساير صُنّاع ، بدون رنج و تعب و بدون آلت و اسباب و بدون فتور قوّت و ملال و كدورت ، منعت نمىتوانند كرد . و اينها از لوازم اجساماند ، چه فاعل ، هرگاه جسم باشد ، در بدايت حال ، افعال او به تحريك نفْس واقع مىشود ، و چون حركات متوالى شد ، منجر مىشود به رنج و تعب و مشقّت و اسباب و آلات و اين مقصور بر جسميّت است ، صانع عالم آفريدگار اجسام و منزه و مبرّا از اوصاف ايشان است و ايجاد اشيا به كلمهء « كن » مىفرمايد . و باز دليل است بر كمال قدرت و علم و حكمت و اوصاف كمال و نعوت جلال .