سواحل درياها ، عود و انواع گياههاى خوشبو و عقاقير [ / داروها ] و ادويه حاصل مىشود ، و محلّى است براى تجارات كه به بلاد هند تردّد كنند و امتعه و عقاقير را نقل
نمايند تا فاسد نشود ، و اگر بايست به چهارپايان اين همه نقل و تحويل شود ، بسيارى از امتعه و عقاقير ، در بلاد خود مىماندند و فاسد مىشدند و معيشت تجّار ، منقطع مىشد .
پس اين نيز دليل است بر آن كه اين عالم را صانعى و اين كارخانه را مدبّرى است متّصف به صفات كمال و منزّه از صفات نقص و زوال .
وَأَ نْزَلْتَ مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً
. إنزال : فرو فرستادن است .
و معصرات : ابرهاست ، و بعضى گفتهاند : بادهاى فشارندهاند جهت حصول باران .
وثجاج : بارانى را گويند كه به شدّت و كثرت بارد .
يعنى : فرو فرستادى از ابرها يا بادهاى آبدار ، بارانريزان بسيار تا زمين مُرده را زنده گردانَد و معصرات را سبب ساخته ، نه از اين راه كه او را - جلّ شأنه - به سبب حاجت است ؛ بلكه تا معلوم گردد كه اين عالم عالم اسباب است ، و در روايت آمده كه با هر قطرهاى مَلَكى فرود مىآيد كه بگذارد آن قطره را در هر موضعى كه خداى تعالى فرمان بخشيده ، و بعد از آن ، عود به آسمان نمىكند و تا قيامت ، متوجّه ذكر حضرت احديّت باشد .
و باز ، وزيدن باد از حُسن تقدير خالقِ عباد است كه اگر باد نَوَزد ، موجب حدوث امراض خواهد بود و بُقول و سبزىها متعّفن مىگردند و احداث موادّ طاعون و و با در بدنها پديد مىآيد ، و آفت در غلّات به هم مىرسد و باعث ترويح بدنهاست .
و نيز ابرها را از موضعى به موضعى مىبرد و به يكديگر مىچسبانَد كه تمام افق را فرا گيرد ، و بعد از باران ، ابر را از هم مىپاشد و درختها را آبستن مىكند و كشتىها را جارى مىسازد و آبها را سرد مىكند و آتش را مىافروزد و چيزهاى تَر