و زحاليف : جمع زُحلوفه بضم زا به معنى مواضع لغزنده .
و زمن : جمع زمان و زمان ، امر منتزع از بقاى واجب يا مقدار حركت فلك .
يعنى : خداوند ، رحمت فرست بر آن كسى كه استوار و ثابت بود . قدم عقل كامل او در جاهاى لغزندههاى اقدام عقول در زمانهاى اوّل كه عبارت از اوّل فطرت بوده باشد ، يعنى قبل الاسلام كه در آن زمانها نيز بر يگانهپرستى استوار بود و در عالم ذرّ و پيش از همهء مخلوقات هم به تسبيح مشغول بود و هرگز از جادّهء خداپرستى انحراف نداشت .
يا خداوندا ! تعظيم كن بر آن كسى كه ثابت بود بر قواعد ايمان و زوال شركت ، وعصيان مىنمود بر مكانهاى سراشيب لغزنده در زمانهاى اول كه زمان جاهليت باشد ، كنايه از اين معنى كه ثباتِ قدم در هنگامى ورزيده بود كه خلق ، به سر در آمده بودند و در ضلالت كفر و جهالت شرك بودند و آن هنگام ، نزول وحى و رسالت بر آن حضرت نشده بود و زمان انقطاع وحى بود و كتاب آسمانى نبود و خلايق ، ايمان
نياورده بودند ، از ثبات قدوم هدايت ، لزوم آن سرور جميع شرايط ايمان كمال گرفت و وجود اهليّت پذيرفت و يگانهپرستى و خداشناسى را بر همهء اديان باطله غالب گردانيد .
وَعَلَى آلِهِ الْطاهِرِين اْلْأَخْيَارِ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَ بْرارِ
اهل بيت ، فرزندان رسول است و مراد ائمهء معصومين - عليهم السلام - اند و عموم و شمول او بر اتباع و اصحاب در كمال بُعد است و كريمهء
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
، ( 1 ) دليل بر عدم شمول و عموم است ، و اوصاف مذكوره نيز دالّ بر عدم عموم است . و اصل آل ، اهل بوده ، هاء را بدل به الف كردند ، [ آل شد ] . أخيار : جمع خير است . و أبرار : جمع برّ ، والبرّ ، خلاف العقوق و نيكويى و طاعت .
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 33 .