. ( 1 ) يعنى : مساوى نيست نابينا و بينا . يعنى كسى كه در راه حق با بصيرت باشد يكى نيست با آن كه بر بينائى ( 2 ) باشد ، و نه تاريكى و نه روشنايى ، يعنى ظلمت [ كفر ] با ضياى حق ، يكى نيست ، و نه سايه و [ نه ] گرما . يعنى سايهء بهشت با حرارت دوزخ ، برابر نيست ، و برابر نيستند زندگان و مردگان ؛ يعنى مؤمنانى كه زندهء جاودانىاند با كافران و عاصيان كه مردهء دو جهانىاند ، ميانشان مساوات نيست . و از اين آيهء شريفه نيز سِرّ آن كه لسان صباح را استعاره است از حضرت رسول ، و رها كردن شب را از نظر اعتبار ، كنايه از ملاعين ثلاثه ، و اتقان صُنع فلك دين را در مقادير بروج اثنا عشر و افروختن ضياى حضرت رسول را به نور او با نور على بن ابى طالب ، ظاهر مىتواند شد . در طريقهء عامّه از انس بن مالك از ابن عبّاس منقول است كه گفت : « اعما ابو جهل است ، و بصير ، اميرالمؤمنين عليه السلام است ، و همچنين ، ظلمات ، عبارت از آن لعين ، و نور ، اشاره به آن سَرور ممالك يقين است ، و ظل در آيه ، سايهء اميرالمؤمنين در بهشت است ، و حرور ، كنايه از دوزخ است براى ابى جهل . آنگاه همه را جمع كرد و گفت :
( 3 ) و احياء ، عبارت از على و حمزه و جعفر و حسن و حسين و فاطمه و خديجهاند ، واموات كافران مكّهاند ( 4 ) .