إسماعيلَ حينَ اضطَجَعَ لِلذبح . ثُمَّ لَمْ تَزَلْ تنتَقِلُ مِنْ أصْلابِ الطّاهرينَ إلى أرحام الطّاهِراتِ إلى أنْ صِرْنا الى ظَهِر عَبدِ الْمُطَّلِبِ . فَقَسَّم اللَّهُ تَعالى ذلِكَ النُّورَ وَالنُّطْفَةَ فَجَعَلَ نصفَه في عبدِاللَّه فَجِئتُ مِنْهُ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله و سلم وَنِصفَهُ في أبي طالبٍ فَجآءَ مِنْهُ عَليٌّ عليه السلام » . ( 1 ) اين است قرين من در دنيا و در آخرت . اين بود قرين من در پشت آدم ، در وقتى كه آدم عليه السلام در بهشت بود ، و اين بود قرين من در پشت نوح ، وقتى كه نوح در كشتى بود ؛ و اين بود قرين من در صُلب ابراهيم [ خليل ] ، هنگامى كه او را به آتش انداختند ؛ و اين بود قرين من در پشت اسماعيل ، هنگامى كه او را خوابانيدند براى كشتن . ( 2 ) پس آنگاه هميشه مىگرديديم در [ صُلبها و ] پشتهاى پاكان در ارحام طاهرات تا آن كه رسيديم به صلب عبدالمطّلب . پس دو قسم كرد خداى تعالى آن نور و [ آن ] نطفه را . پس قرار داد نصف او را در عبداللَّه . پس آمدم من از او به وجود - كه صلوات و بركات خدا بر او و بر اولاد امجاد او باد - و يك نيمه از آن نور و نطفه را در ابىطالب قرار داد . پس آمد از او به وجود ، [ جناب ] على عليه السلام . آن گاه او را پيش خود خواند و با او سرّى بسيار گرفت و زبان در دهن او كرد . ( 3 ) چون مرغ كه بچّه را دانه دهد ، او را دانه مىداد . چون باز آمد ، گفتند : « ما ذا عَهَدَ اليكَ » . [ صحابه عرض كردند : يا اميرالمؤمنين ! رسول با تو چه عهد فرمود ؟ ] . آن جناب فرمود : « عَلَّمَني ألفَ بابٍ مِنَ الْعِلْمِ فَفَتَح مِنْ كُلِّ بابٍ ألفُ بابٍ آخَر ، تعليم كرد مرا هزار در از علم ، كه از هر در ، گشوده مىشود هزار باب علم ديگر » و از اين وجه ، ( 4 ) آن حضرت را « بطين » نامند .
. ( 5 ) آنان كه ايمان آوردند به رسول و تعظيم و توقير كردند و حرمت داشتند و يارى كردند و متابعت كردند آن نور را كه با او فرود آمد ( يعنى