ازمنه ، دفعتاً واحدتاً ، و علم او زمانى نيست مانند ممكنات و عالى است بر جميع اشياى حادثهء زمانيه از جهت احاطهء به آنها و اسباب آنها .
حاصل هر چه صحّت معلوميّت داشته باشد ، بر آن وجه كه صحيح باشد ، قديم تعالى - جلّ شأنه - عالِم است به آن ، و هيچ جزئى و كلّى از عِلم او خارج و خالى نيست .
فقرات ثلاثهء شريفه ، دالّ بر عظمت و قدرت و بساطت و علم است و ترغيب به ايمان و طاعت و تحذير از كفر و معصيت است ، و يقين دارند ذوى العقول كه مُوجدى مىخواهند كه باقى دارد ايشان را كه علم او محيط باشد به سرائر ضمائر و امور نهانى ، و با وجود قُرب محال باشد كه نگريسته شود به چشمها ، و با اين كه عالِم است به عواقب طاعات و معاصى ، پس داناست كه با مطيعان چه خواهد كرد و عاصيان را چه جزا خواهد داد .
و باز ، دليل است كه علم و قدرت قبل الفعل است .
يَا مَنْ أَرْقَدَنِي فِي مِهَادِ أَمْنِهِ وَأَمَانِهِ
إرْقاد : خوابانيدن .
وِمِهْاد : جمع مَهد ، به معنى گهواره .
أمن : بىترسى از غلبهء اعدا و از ضرر مخلوقات و از هَوام و دواب و همهء جانوران .
أمان : عافيت از جميع بلاها و امراض و اوجاع [ و آلام و اسقام و اورام ] .
عدم خوف ، تشبيه است به حال شخصى كه در گهواره و بستر راحت به خاطر جمع و رفاه حال خواب كند ، و گهواره ، كنايه از جامهء خواب است .
باز اين فقرهء شريفه نيز از جمله تعداد نعم است و تذكار آلا بر بندگان ، و همهء نِعَم و كرامات در او مندرج است تا متذكّر شوند و شكر كنند و كفران نورزند و آگاه شوند كه خطا نبايد كرد .
يعنى : اى آن كسى كه خوابانيدى مرا در بسترهاى امن و امان خود و مرا از شرّ