( 1 ) وأي تَغَفُّلٍ أبلغ مِن تَغَفِّل مَن يَتَبَّركُ بِمَنْ يَتَعَبَّدُ بما عاب [ اللَّه ] بِه الكُفارَ فإنّها لا تعمى الأبصارُ وَلكِنْ تَعمى القُلُوبُ التي في الصُدُور » ( 2 ) . يعنى : پس ببين به سوى اين شيوخ كه بركت مىجويند ديدن ايشان را ، كه چگونه است اعتقاد ايشان در پروردگارشان و جايز و روا داشتن ايشان بر خدا يك مرتبه ، حلول را و مرتبهء ديگر ، اتحاد را ، و حال آن كه بندگى كردن ايشان ، رقّاصى كردن است و دست بر هم زدن است و خوانندگى كردن است ، و به تحقيق كه سرزنش كرده است حق - سبحانه و تعالى - بر جاهليّت ، كفار را در آن . پس فرموده است حق تعالى : و نيست دعا و نماز كفّار نزد كعبه ، مگر فرياد كردن و صفير كشيدن و دست زدن ، و كدام تغافل نمودن رساتر است [ ايشان را ] از به عمد جهالت ورزيدن آن كسى كه تبرّك نمايد به كسى كه عبادت مىكند خداى را به چيزى و نوعى كه عيب كرده به آن كفار را . پس به درستى كه آنها كور نيست چشمهاى ايشان ، و ليكن نابيناست دلهاى ايشان كه در سينههاست . و بعد از آن ، نقل مىكند كه جمعى از اين فرقه را در روضهء حضرت امام حسين عليه السلام ديدم كه يكى از ايشان نماز نمىكرد . چون پرسيدم ، گفتند : و اصل شده است و او را حاجت به نماز نيست . بعد از آن مىگويد : « فَانْظُر أيُّها العاقِلُ إلى هؤلآء وَعقائِدهم في اللَّهِ كما تقدَّم وعبادتهم ما سبق واعتذارهم في ترك الصَّلاة ما مَرَّ ، ومع ذلك فأنّهم عندهم الأبدال فهؤلآء أجهل الجُّهالِ ؛ پس ببين اى عاقل به سوى اين
ميراث حديث شيعه — صفحة 151
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٥١
كه نصب كرده شده [ است ] مساجد از براى خواندن قرآن .
و علّامهء حلّى - طاب ثراه - در كتاب نهج الحقّ و كشف الصدق ، در بحث سادس از مباحث تنزيهيّه ، اين طايفه و معتقدان ايشان را سرزنش كرده ، بعد از ذكر عقيدهء ايشان
و فرموده : « فَانْظُر إلى هؤلآءِ المَشائخِ الّذين يتبرّكون بمُشاهَدَتِهِم كيف اعتقادُهم في ربَّهِم وَتجويزُهُم عَلَيهِ تارَةً الحلُولَ واخرى الاتِّحادَ وَعِبادَتُهُمْ الرَّقصُ والتصفيقُ والغَنا وقد عاب اللَّه تعالى عَلَى الجاهليّة الكُفار في ذلك فَقال اللَّهُ تعالى
« وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً »
هامش
( 1 ) . انفال : 35 .
( 2 ) . نهج الحق .