[ دليل اثبات صانع و صفات ثبوتى و سلبى ]
بدان كه هر چه او را اوّلى است ، آن را « حادث » مىنامند و هر چه او را اوّل و نهايت ( 1 ) نباشد ، قديم خوانند ، يا هر چه پيش از موجود شدن معدوم در واقع و نفس الأمر بوده است ، حادث است ، و هر چه مسبوق به عدام واقعى نباشد ، قديم . و چون اين مقدمه را دانستى ، بدانكه در ميان موجودات مىبايد كه البته واجبالوجودى باشد كه اگر واجب الوجود نباشد ، هيچ موجودى نخواهد بود ، [ و اين بديهى البطلان است . پس البته واجب الوجودى هست ، امّا اين كه اگر واجب الوجود نباشد ، هيچ موجودى نخواهد بود ] به جهت آن كه ما عداى واجب ممكن است ، و ممكن به غير موجدى غير خود در خارج به هم نمىتواند رسيد . پس هرگاه موجودى غير ممكن نباشد ، طبيعتاً ممكن الوجود نخواهد بود ، و موجود غير ممكن ، البته واجب است . و اين استدلال است به حال مفهوم وجود بر اين كه بعضى افراد او واجب است ، و اين حالى است از احوال طبيعت كه مقتضاى طبيعت است ، و نظر در حال اصل