نبوّت است ، و مقصود به ارض در قول حق تعالى :
« وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها »
( 1 ) شيعهء آل محمّد صلى الله عليه و آله اند و ايشان ارَضىاند كه حق تعالى در حقّ ايشان فرمود :
« الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها »
( 2 ) و جاى ديگر فرموده :
« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »
. ( 3 ) و باز ، مؤيّد اين معنى است ، قوله تعالى :
« وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ »
( 4 ) . در كافى از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه اين آيه خواند و فرمود : نجم ، رسول خداست و علامات ، ائمه هدى عليهم السلام اند . و نيز از وشّاء روايت است كه : پرسيدم از حضرت امام رضا عليه السلام از اين آيهء [ شريفه ] . فرمود كه : « نحن العلامات و النجم رسول الله صلى الله عليه و آله » ( 5 ) . و اطلاق علامات بر ائمهء طاهرين براى آن است كه ايشاناند نشانهايى كه به سبب ايشان از تاريكى جهالت راه راست يابند ، چنانچه به ستاره در شب ، راه به مقصود يابند . و بعد از اين نيز مؤيّدات و منبّهات در اين باب در ضمن فقرات ثلاثهء آتيه خواهد آمد .
وَسَرَّحَ قِطَعَ اللَّيلِ الْمُظْلِمِ بِغَياهِبِ تَلَجْلُجِه
[ دليل مشابهت ابابكر و عمر و عثمان ، و مراد ]
[ از ليل مُظلم بودن ايشان به برهان ]
. اين فقرهء شريفه ، وَعيد و تخويف مىتواند بود خلفاى ثلاثه و متابعان ايشان را ، يعنى : رها كرده است و انداخته است از نظر اعتبار ، و اعتنا پارههاى شب تاريك كفر و جهالت را به جهت فرط عناد و مبالغه در انكار ايشان با تاريكىهاى تردّد و تحرك
او ، كه چاره ندارند و مفرّى نمىيابند و مغلوب نفوس شوم خوداند ، و نمىتوانند بود كه تاريكى كفر و جهالت ، عالمگير شود ، بلكه هميشه آفتاب هدايت ائمه هدى عليهم السلام باقى خواهد
هامش
( 1 ) . شمس ، آيهء 6 .
( 2 ) . انبياء ، آيهء 71 و 81 .
( 3 ) . اعراف ، آيهء 58 .
( 4 ) . نحل ، آيهء 16 .
( 5 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 207