خلاص شدند . و چون صبح طالع شد ، اثر ضوء او به عالم مىرسد و به روزنهها نور او مىافتد ، همچنين از پرتو نور و ضياى وجود با جود ( 1 ) آن حضرت ، انوار علم بر دلهاى اهل عالم افتاد و شعاع آن به روزنههاى حواسّ ناس افتاد ، و انواع طاعات و عبادات بر اعضا و جوارح پديد آمد . پس زبان صباح ، استعاره است از آن حضرت و اين ، استعارهء لفظ محسوس است از براى معقول ، كنايه از اين است كه آن حضرت ، راهنماى خلق و مرشد ايشان است به راه حق ، يا دل منوّر آن حضرت ، مانند زبان صباح بود كه مردمان از پرتو نور آن راه يافتند . و « بنُطقِ تَبلّجه » كنايه خواهد بود از اين كه نشر معرفت ربّانى نمود و افشاى فيوض سبحانى از او شد و ظلمت جهل و نادانى از صفحهء روزگار ، ناپديد و فانى گرديد . يا كنايه است از كمال علم و معرفت و غايت فصاحت و [ نهايت ] بلاغت آن حضرت كه اهل عالم منتفع گرديدند و بر سياه و سفيد و صغير و كبير ، درخشان و نورافشان گرديد و منع نور و فيض جود از هيچ كس نفرموده . يا كنايه است از اين كه سخن آن حضرت در آشكار بودن و ظهور ، مانند نور و زبان صباح است ، يا از جهت اعتصام و تمكّن از تحصيل معارف و تمسّك و التجاى به خدا ، نور هدايت ملصق است به آن حضرت و منفك نيست از آن سرور ، و ضياى معارف آن حضرت و محاسن آن سرور بر عالميان ، وضوح و ظهورِ تمام يافت . يعنى : اى آن كسى كه بيرون آورده است او از ميان تاريكىهاى كفر و جهالت ؛ شخص زبانآور فصيح بليغ نورانى حضرت رسالت را ، و آفتاب عالمتاب ، آن اوج فلك هدايت را با نطق و تكلّمى كه آن اشراق اين زبان و اضائهء اين بيان و هدايت عالميان است و رهانندهء ضلالت از ايشان ، و دليل قدرت پروردگار ( 2 ) و علامت خوبى
ميراث حديث شيعه — صفحة 132
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٣٢
هامش
( 1 ) . خ ب : فائض الجود .
( 2 ) . خ ب : آفريدگار .