تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مىكردند حضرت همه را از پاى درآورد و با غنايم زياد عازم مدينه شدند رسول خدا ( ص ) با عده‌اى به استقبالشان آمدند حضرت على ( ع ) با مشاهده پيامبر ( ص ) از اسب پياده شد رسول خدا ( ص ) دست بر كمر على ( ع ) مىزد و مىفرمود بر اسب سوار شو ، خدا و رسولش از تو راضى هستند در اين لحظه اشك شوقى در چشمان حضرت حلقه زد پيامبر ( ص ) فرمود : يا على ، اگر نگران عده‌اى از امت خود نبودم كه همانند مسيحيان در حق عيسى ( ع ) سخنان ناروا ، درباره تو ، بگويند درحق تو ، مطالبى مىگفتم كه ازهرجاعبور مىكردى مردم خاك زيرپايت را براى تبرك ودرمان دردهاى خويش بر مىداشتند . « 1 » سوره والعاديات دراين زمينه نازل گرديد و عظمت اميرالمومنين ( ع ) را بر عالميان نشان داد . بسم الله الرّحمنَ الرّحيم والْعَادِيَاتِ ضَبْحًا : سوگند به اسبان دونده مجاهدان كه نفس زنان به پيش مىتاختند ، ( عاديات ) به معناى اسب‌هاى تندرو ، جهادگران است وقتى كه به سرعت درحال دويدن هستند صداى خاصى ازدهانشان به گوش ميرسد به آن صدا ( ضَبحاً ) گفته مىشود . فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا : و سوگند به آن جَرقه هاى آتشين ، كه از
هامش
( 1 ) - مجمع البيان 10 ، 528 ، تفسير ابوالفتوح ج / 150 12 ، بحار 21 / 66 / نهج الحق و كشف