تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
غَير فَرّار ، من او را فرستادم كه هرگز فرار نمى كند . حضرت على ( ع ) كه در همه زمينه ها بويژه در فنون نظامى ، استاد كامل و بى نظير است دستور داد ، نيروها شب حركت كرده و روزها پنهان باشند تا كسى خبر چينى نكند و چون منطقه يا بِس ، يك درّه بسيار هولناك بود و دهانه خاصى داشت كه ورود به انجا بسيار دشوارو سخت بود حضرت قبل از رسيدن نيروهايش به دهانه درّه ، دستور استراحت داد و براى اينكه صداى اسبانشان به گوش دشمن نرسد فرمود ، دهان آنها را ببنديد . عمرو بن عاص ، وقتى كه سياست نظامى اميرالمؤمنين ( ع ) را ديد يقين كرد كه او دشمن را شكست خواهد داد و لذا فتنه بازى كرد به ابوبكر و عمر گفت ، در اين منطقه درّندگان زيادى وجود دارد و براى ما از اين دشمن خطرناكترند و بهتر اين است كه به بالاى اين منطقه برويم ، چون مىخواست دشمن را با خبر كند ، به ابوبكر گفت برو ، به اميرالمؤمنين ( ع ) بگو ، كه ما دراين منطقه از وجود درّندگان مىترسيم و . . . ابوبكر آمد و آن را مطرح نمود حضرت اعتنايى نكرد ، بعد عمربن خطاب آمد وچنين گفت ، باز امام ( ع ) پاسخ نداد . سپيده دم ، حضرت نماز صبح را با نيروهايش اقامه كرد و بعد فرمان حمله داد ، قبل ازاينكه دشمن خود را پيدا كند حضرت همه را اسير كرد و هفت تن از پهلوانان دشمن كه مقاومت
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 151 | حميد فتاحى