برخورد سُمّ و يا ناخن پاى اسبان ، باسنگهاى كوه و بيابان ، بيرون مىزد . كلمه ( موريات ) به معناى جرقههاى آتش ، و ( قدحاً ) يعنى شعلهور ، و يا آشكاركردن است چون منطقه ( يابس ) پر از سنگ بود و پاى اسبهاى مجاهدين به سرعت با آنها برخورد مىكردند و جرقّههاى آتش پديد مىآمد .
فَالمُغِيرَاتِ صُبْحًا : سوگند به اسبانى كه سپيده دم با رساندن مجاهدان به اردوگاه دشمن سبب غارت آنها شدند ( مغيرات ) غارت كنندگان ، ( صبحاً ) سپيده دم ، مراد آن اسب هاى است كه مجاهدين را به منطقه دشمن رساندند و در اول صبح به دستور اميرالمؤمنين ( ع ) حمله آغاز شد كه هنوز دشمن در خواب بود .
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا : پس با هجومشان گرد و غبار را در آنجا برانگيختند ( أَثَرْنَ ) پديد آوردند ( نَقْعًا ) غبار ، وقتى كه هجوم كردند گرد و غبار دوندگان همه جا را فراگرفت .
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا : با حمله برق آسا ، همه دشمن را به طور دسته جمعى محاصره كردند ( وَسَطْنَ ) در وسط انداختند ( جَمْعًا ) تمام گروه ها را ، چون بيش از دوازده هزار نفر در آنجا جمع شده بودند و مىخواستند به مدينه شبيخون زده و پيامبراسلام ( ص ) واميرالؤمنين ( ع ) را از ميان بردارند .
إِنَّ الانسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُود : زيرا كه انسان به پروردگارش ناسپاس است ) كَنوُد ) يعنى كفران نعمت كردن و قدردان نبودن ، آنگاه كه
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: حميد فتاحى
ص١٥٣