خواهد بود ؛ زيرا كه به آن مشاراليه خواهند گفت : جواب اين تمنيات امناى دولت عليّه را نوشتهايم و منتظر جوابيم يا به همين قسم به او نيز جوابى خواهند گفت و اين جوابها دردى را دوا نخواهد بود و به اين معاذير بىجاى بىپا هم نمىتوان سكوت كرد و جواب گرفت . اگر به اين معاذير ، امناى دولت عليّه از تمناى خود چشم مىپوشيدند ، معلوم و ظاهر بود كه ابواب معاذير از هر جهت بهجا و بىجا موجه و ناموجه گشاده است [ ؛ بلكه ] مقصود امناى دولت جاويدعدت از اين تمنا استخلاص ملكزادگان محبوس در اردبيل و آسايش ايشان بود و هست ؛ و گرنه اين نوع معذرت اظهر من الشمس و ابين من الامس بود . اگر محمدشاه بنايش بر يگانگى است با دولت عليّه در استخلاص ملكزادهگان محبوس كه تمناى امناى دولت جاويد عدت است ، حكم فرمايد و راحت و آسايش ايشان را بخواهد تا يگانگى و محبت او با امناى اين دولت ظاهر شود ، و گرنه اين محبتها به كار نميايد كه ملكزادگانى كه در باب عالىاند ، اگر اراده امناى دولت عليّه شود ، بيايند به ايران بر سر خانواده خود . ما عفو كرديم ايشان را . اولا ماها كارى نكردهايم كه ما را عفو كند و حال آنكه بر ماست عفو او از آنچه كرده است با اين خانواده ، و ثانى چرا همچو تمنائى امناى دولت عليّه خواهند كرد ؟ ايران نباشد ، روم باشد . رزاق حقيقى ، رزق ما را به آب و خاك ايران حواله نكرده است . تا زندهايم در ظل رأفت شاهنشاه جهان الحمد به اندك اراده ، چندين نفر از امثال ما را نگاهدارى مىكنند با حُسن وجهى ادناى از رجال دولت عليّه . منت خداى را كه از تصدق فرق مبارك شاهنشاهى ، نه به محمدشاه احتياجى ما را ، نه به قرار او . كسى كه خود را در شمار چاكران و بندگان اين آستان ستمزده كرنش به سلطنت ايران فرو ايد ، تا چه رسد به كوچكى محمدشاه ايران ، و هست و نيست ايران پيشكش محمد شاه . سر ساقى سلامت ؛ دولت پير مغان باقى . خداوند عالم سايه آفتاب پايه خسرو گيتىستان و خديو دوران را از سر اين ملتجى آستان و ساير برادران و
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: اسرا دوغان
ص٧٥