كاسه و ديك او را از دريا بيرون آورده ، به او تسليم نمودهاند . در اين صورت ، چرا اگر پولى از او به دريا افتاده بوده ، صبر نكرده تسليم بگيرد و حال آنكه از مضمون تلگراف قمران ، همچو معلوم مىشود كه پولى در ميان نبوده [ و ] اگر هم بوده است ، بنده حالا يقه كى را بگيرم و از كى بخواهم ؟ !
تمام شكايات او از همين قبيل است .
هرطور بود مىتوانست همين كه پولش به دريا افتاد ، از كشتى بيرون آمده ، در جستوجوى آن بوده ، يك روز بعد با كشتى ديگر عازم مقصود شود .
حالا بنده به چه اثبات و دليل بدانم كه پولى از او مفقود شده است ؟ !
ولى شيخالاسلام در مجالس ، هرچه از دهنش بيرون آيد مىگويد و كسى هم مانع او نيست .
[ امضا : ] « محمود الطباطبائى » .
[ حاشيه فراز : ] « هو ، جناب اشرف آقابيگ اعظم ! حكم اين فقره شد . شيخالاسلام هم حق اين قبيل گفتوگوها را ندارد . به علاءالملك هم هيچ ننويسيد . باز اقداماتى كه لازم است به عمل بياوريد . [ امضا ] » .
GHI 1318 - 5 - 8 - 16
[ سند دوم ]
هو الله تعالى
به شرف عرض حضور مبارك بندگان حضرت مستطاب اجلّ اكرم افخم اعظم - مدّ ظلّه العالى - مىرساند :
دستخط مبارك كه در جواب داعى واقعى به سرافرازى شرف صدور يافته بود ، به زيارتش مشرف شده ، كمال اميدوارى به مرحمتهاى بىكران داشته و دارم .
اميدوارم همه روزه فوق شرفياب ماضيه بهواسطه اين اخلاق حسنه حاصل شده ، هيچوقت سد عرب سلب نشود كه اسباب آسودگى عموم اهل ايران است .