داعى مظلوم بعد از ورود سفر مكّه ، به اطمينان حقيقترسى در امور مظلومين و احقاق حق آنها عارض شده ، اولًا فرموديد : سند صحت غرض تو چيست ؟
استشهاد از جميع حجّاج كه در حجاز بودهاند ، فى اليد و إلى به ختم او بوده ، جناب مستطاب اجلّ آقاى مستشارالسلطان - دام اقباله - فرمودند كه شاهد غيرمعروف لازم نيست [ و ] به درد نمىخورد ؛ بايد اهل طهران باشد . از معاريف آنها سند آورده ، خودشان اداء شهادت حضورى نمودند .
بر طبق شهادتشان نوشته ، مهر نمودند كه در دفتر ضبط است كه عين خورجين پول داعى را ديده و مىدانستهاند ، بلكه بعضى از تجار طهرانى پول داعى را در بوشهر تبديل به پول عثمانى نمودهاند .
تماماً حاضر بوده كه خورجين افتاده ، آنى جهاز صبر نكرد .
جناب حاجى سيدمحمد تاجر طهرانى ، از معروفين و موثقين ايران است و در طهران حاضر است ؛ استشهاد را مهر نموده ، سى ليره او مىداده است كه يك ساعت توقف بدهند . تمام حاجِ جهاز « 1 » استدعاى توقف نمودهاند كه آنى صبر نكرده ، در اين صورت ذوالفقار بيك عرض مىكند صبر كرده است .
اسباب آشپزى بيرون آوردهاند و تسليم نمودهاند ؛ براى ظرف يك نفر ملّا ، كسى سى ليره نمىدهد .
استدعايى كه از حضور مبارك دارم ، ده نفر از حجّاج مُحرِم كه در خود طهران هستند كه آقاى مستشار السلطان آنها را مىشناسند ، يكى از آنها بگويد كه به قدر آنى جهاز توقف كرد ، يا چيزى بيرون آورده مثل ديك و كاسه ؟
تمام عرض بنده خلاف ، مقرّر فرماييد آنچه دارايى دارم ، ضبط نماييد كه عبرت ديگران شود ، اگر خلاف عرض نموده باشد . حكمش را بفرمائيد [ كه ] مجازات خوب است [ و ] غير مجازات ، در دنيا كارى پيشرفت ندارد .
هامش
( 1 ) . متن سند : + در .