53 . ادعاى شيخالاسلام ترشيز « 1 » در باب پولى كه در درياى قمران انداخته
[ سند اول ]
15 شهر شعبانالمعظم 1318
نمره 602
در باب ادّعاى شيخالاسلام ترشيز ، از بابت پولى كه در قمران با خورجين به دريا انداخته و از ذوالفقاربيك مطالبه مىكند ، چنان كه در ملفوفه جداگانه عرض كردهام ، او را از ازمير طلبيده ، تحقيق اين فقره را كردم .
مشار اليه شرحى در اين باب داير به ادعاى شيخالاسلام نوشته است .
لفّاً فرستادم كه ملاحظه فرمائيد .
ذوالفقاربيك مىگويد : قمران تابع ولايت يمن است و كارپرداز جده ، حق مداخله به امورات آنجا [ را ] ندارد ؛ معذلك وقتى كه شيخالاسلام وارد جده شد و شكايت اين فقره را به كارپردازخانه كرد ، محض اينكه اقداماتى از طرف كارپردازى شده باشد ، از مدير صحيّه جده خواهش كردم تلگرافى به مدير صحيّه قمران نموده ، تحقيق كند .
بعد از چند روز ، جواب رسيد كه در باب پول شيخالاسلام در تجسّس هستيم .
اين دو تلگراف را ذوالفقاربيك به سفارت داد ، لفّاً فرستاديم كه ملاحظه فرموده ، بدانيد اينكه شيخالاسلام مىگويد پول را ذوالفقاربيك تحصيل و با مأمور تقسيم كرده است ، بىاصل است .
معذالك بنده اينجا هم به توسط مجلس صحيّه اسلامبول ، تلگراف به قمران گرفته ، فرستادم كه پول را چه كردهاند .
جوابى رسيده بود ؛ آن را هم فرستادم كه از نظر شريف بگذرد ؛ ملاحظه خواهيد فرمود .
وقتى كه صندوق مشاراليه به دريا افتاده بوده ، آنقدر وقت باقى مانده بوده است كه
هامش
( 1 ) . ترثيت : شهرى نزديك نيشابور كه امروزه آن را كاشمر گويند .