تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
شهادت جمعى صحيح نيست ، [ اما ] عرض او صحيح است كه دولتى را به واسطه جزئى تعارف دادن به علاءالملك ، بدنام و حجّاج ايرانى را سوخت ، صحيح است ؟ ! به عوض ناصره از او مىفرمائيد قدرى اشكال پيدا كرده است . قرار حكومت شرعيه و عرفيه بر اين است اگر به عارض اطمينان صحت ندارد ، از معروض هم نمىشنود . آنچه شهادت مردمان بىقرض « 1 » بود ، حكم مىداد . نمىدانم به چه قاعده اسباب اشكال شده ؟ ! علاءالملك كه نبوده‌اند ، به حرف ذوالفقار بيك مرقوم داشته‌اند . او هم در قمران نبوده ، خودتان مىفرموديد بعد از استشهاد و تصديق مجلس ، وجود تو لازم نيست ؛ برو به خراسان . اگر لازم است ، باز هم حاضرم ، دست‌خط فرمائيد ، بيست روزه حاضر مىشوم . از اين تظلّم نخواهم گذشت [ و ] به حرف مفت ذوالفقار بيك ساكت نمىشوم . آنچه امر مبارك است ، بفرمائيد تا اطاعت شود . امركم مطاع . داعى واقعى : ابومحمد شيخ‌الاسلام .
GHI 1319 - 6 - 13 - 0071

54 . گزارش حج سال 1318 ه . ق و كيفيت رفتار اهل سنت و شيعه و مراتب سپاس از دست‌اندركاران

تصدقت شوم ! از حسن توجه بندگان حضرت مستطاب اجلّ اشرف - روحى فداه - بحمدالله تعالى امسال از هر جهت به حجّاج دولت عليّه خوش گذشت : اولًا هوا مساعد و معتدل بود . ثانيا ناخوشى و خشكى اتفاق نيفتاد .
هامش
( 1 ) . در متن سند به همين صورت آمده است .