در صورتى كه جهاز صبر نكرده ، بعد از سى ليره تعارف .
ذوالفقاربيك عرض مىكند مىخواست از جهاز بيرون بيايد [ و ] بعد از يك روز با جهاز ديگر عازم مقصد مىشد .
سيصد نفر حاجى در بندرعباس به خيال جهاز ديگر تباهى شدند .
خدا مىداند تمام اين عرضها را جعل كرده و مىكند .
حالت او بر حضرت اجلّ مكشوف است . به واسطه تعارفى كه به حضرت علاءالملك داد ، تمام حجّاج اهل ايران را سوخت .
اين مطلب را بنده عرض نمىكنم ، [ بلكه ] روزنامه عرض مىكند [ كه ] حجاجى كه شرفياب شدند ، عرض كردند از جده و مكه به خود حضرت اجل عرض شد [ اما ] ترتيب آثارى باز نشد ، [ بلكه ] جرى شده ، هر جور مىخواهد عرض مىكند .
بعد از شاهد حضورى ، اين عرضها مزخرف است .
جناب علاءالملك هم به واسطه جزئى تعارف كه داده ، حق مؤاخذه « 1 » ندارد .
حق با ايشان است ، ولى صدور دستخط مبارك ، اسباب خيال و حيرت داعى واقعى شده است .
قربانت گردم !
ذوالفقاربيك در جدّه بوده ، پول داعى در قمران انداخته و با كاپيتان سازش نمودند كه توقف نكند .
سى ليره حاجى سيدمحمدباقر كه در طهران حاضر است ، دادند كه كاپيتان يا خودش بفرستد بيرون بياورند ، يا يك ساعت توقف نمايد ، خودمان بيرون بياوريم ، يا در قمران بمانم . [ اما ] نه خود فرستاده ، نه توقف داد .
سند صحت عرضم ، استشهادى است كه به مهر جمعى از حاجيان طهرانى در دفتر ضبط است .
هامش
( 1 ) . متن سند : مأخذه .