تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
مجملًا اشاره نمود ؛ لكن براى رفع اينها كه فيصل را بالمرّة ساكت و از اين صرافت توان انداخت ، بلكه با او هم كه امام تمامى نجد است ، براى رفاهيت و آسودگى حاج مراوده به هم رسانيده . فدوى چنان صلاح مىداند كه فرمان مبارك در كمال التفات ، موافق شأن مشاراليه به سرافرازى او شرف صدور يابد و يك قبضه شمشير تمام اسباب طلا ، بلكه بعضى از قبضه و غلاف آن مرصّع باشد ، اگرچه به سنگِ بدل ، براى مشاراليه از طرف قرين‌الشرف اولياى دولت عليّه ايفاد گردد كه فدوى به هر وسيله كه انسب و اصلح داند به او برساند . بلاحرف رفع جميع اين غوايل خواهد شد . هزار محاسن ديگر هم از بابت حاج و غيره نيز در ضمن آن مترتب است . و البته در ازاء اين التفات هم به قدرى كه ممكن است ، از اسب عربى و غيره پيشكش خواهد فرستاد . اينكه انگليسىها اين همه مخارج را متحمل نشوند ، محض رو به خود كردن « 1 » طوايف اعراب و غيره است و اين فقره براى چاكران دربار جهان‌مدار ، در كمال سهولت ممكن است كه به مخارج قليل ، رفته رفته آنها را رو به اين طرف نمايند . لازم بود ؛ جسارت به عرض شد . مورخّه 3 شهر ذى حجة الحرام 1278 .
GHI 1278 - 9 - 19 - 024

15 . انتظار آقا ميرزا هاشم از ورود وزير مختار پاريس و اتمام راه آهن بندر پوتى « 2 » به تفليس

قبله‌گاها ! عالىجنابِ فضايل‌اكتساب آخوند ملّا على - سلّمه الله - عازم كعبه مقصود بودند ؛
هامش
( 1 ) 1 . جذب كردن ؛ طرفدار خود كردن . ( 2 ) . از شهرهاى بندرى گرجستان بر كرانه درياى سياه .