اين عريضه را عرض مىكنم .
[ خبر ] تازه كه قابل عرض باشد ، نيست .
وزراى مختار ، هنوز وارد نشدهاند . جناب جلالتنصاب آقاميرزا هاشم منتظر ورود و ملاقات جناب وزير مختار پاريس هستند .
عمل راه آهن از بندر پوتى الى تفليس به كلى گذشت .
تا حال هر چه مىگفتند حرف بود ، [ اما ] حالا ديگر تعيين است . تفصيل را بعد [ اً ] معروض خواهم داشت .
در باب ملاطفت و مهربانى نسبت به جناب آخوند ، آنچه معروض بدارم ، زايد است . جنابعالى خود ، عقل كلّ هستند .
از فدوى همين دو كلمه كافى است . در اينجا بهطور خوش به عالىجناب مشاراليه القا كردم كه اوّل ورود خود را به جناب وزير مختار معلوم كنيد و بعد وقت ملاقات بخواهيد و سبقت در ملاقات نمائيد ؛ چونكه صورت دولت هستند .
مشاراليه خود تصديق نمودند .
زياده عرض نمىشود .
به جهت مرحمت و غفران پناه شيخ - أعلى الله مقامه - تعزيهدارى بسيار سنگين « 1 » برپا كرده و با خرج خود ، شام به فقرا دادم ؛ يعنى در مسجد بزرگ معلوم .
زياده جسارت نمىورزد .
3 شعبان 1281 .
بنده و فدوى حقيقى [ امضا ] .
GHI 1281 - 2 - 11 - 10 - 008
هامش
( 1 ) . در اين قسمت ، روى « گرفتم » خط كشيده شده است .