سلام عليكم و العهود « 1 » بحالها * وقد جاوز الأشواق حدّ كمالها
نمىدانم مراتب اشتياق و آرزومندى خود را به سعادتيابى خدمت جنابعالى به كدامين بنان و بيان در روى اين صحيفه به رشته عرض و تحرير درآورم !
علم الله تعالى حالا تمناى و مقصودى در دل بنده بهجز اين نيست كه خداوند نوعى وسيله و اسباب فراهم بياورد كه فيضيابى خدمت ذىمسرت جنابعالى كه درباره مخلص بهترين لذايذ و خوشترين نعمتهاى الهى است ، نصيب بوده و به زيارت جمال شما فايز و بهرهمند گردد .
اگر بر قلب سليم و ذهن مبارك خودتان رجوع بفرماييد ، مىدانيد اينها را نه از روى ظاهرسازى و ملاحظه رسومات و تعارفات رسمى عرض مىكنم ؛ بلكه آنچه مكنون خاطر و نهفته ضمير ارادتتخمير است ، باز از بسيار ، اندكى را نمىتوانم در سلك شرح و بيان درآوردم ؛ علم الله تعالى و كفى به شهيداً .
بالجمله - انشاءالله - اميدوار چنانم كه احوال شريف جنابعالى در نهايت اعتدال و خوبى بوده ، ايام فرخنده فرجام را در كمال عزّت و اقبال و بر وفق منظور و مرام مخلصان صميمى مىگذارنيد .
اگر از احوال بنده خودتان به مقام پرسش برآييد ، به فضل الله تعالى نعمت صحت و سلامت باقى است و روزهاى مباركه رمضان را به اشتغال امورات بىمعنى اينجا به سر برده و گاهى از استماع موعظه فصيح و بليغ جناب آقاشيخ على مجتهد - سلّمه الله تعالى - كه به نظر شريف جنابعالى رسيده و مستغنى از تعريف و توصيف است ، مستفيض و محظوظ مىگردد و سعادت دنيا و عقبى از براى خود تحصيل مىكند .
تازه اخباراتى كه قابل نگارش خدمت باشد ، اتفاق نيافتاده . پيشتر عريضه مفصلى به خدمت نوشته ، ورود جناب علاءالدوله و احترامات حضرات كارگزاران اينجا را نسبت
هامش
( 1 ) . متن سند : + و .