مرقوم داشته بوديد . الحقّ آدم معقول و درستى است و در اين مدت كه وارد شدهاند ، مكرّر همديگر را ملاقات و مهمانى و مهربانى نمودهايم و در شب تحويل سال فرخندهفال ، با صاحب منصبان خود در اين سفارت تشريف داشتند ؛ شام صرف نموده و مجلس تحويل گرفتيم .
چند نفرى هم از اشخاص و صاحب منصبان روس و جناب مخدومى كاظمبيك بودند و ذكر خير آن جانب مىرفت و مكرّر مىشد ، و در سوارهها هميشه با هم گرم صحبت بوديم .
و در اين اوقات كه كاغذ آن جناب به ايشان رسيد ، باز مجلس با ذكر خصايص حميده آن جناب گذشت و توصيفى كه از جناب مشاراليه به بنده نموده بوديد ، به مضمونهاى « 1 » كافى به ايشان القا نمودم .
متوقعم كه همواره از سلامتى وجود مسعود و احوالات لازمه مخلص را مطّلع و مسرور دارند .
جنرال چريكوف [ كه ] در زمستان به ده خود رفته بود ، اين اوقات خبر رسيد كه در آنجاها فوت شده است . بسيار آدم معقول و درست بود . حيف شد .
كسى را كه به جاى او تعيين از دولت روس مىكنند ، آن جناب اطلاع خواهد داد .
مورخّه 28 شهر شوال 1278 .
GHI 1277 - 9 - 15 - 1
13 . گزارش عبدالرحيم در باب جلسه وعظ شيخ على مجتهد ، ورود علاءالدوله و افسر فرانسوى به تفليس
هو
فدايت شوم !
هامش
( 1 ) . در متن سند چنين مشهود است : « بمضمونهاى نهاى » .