از آن طرف هم با وجود منع شديدى كه از طرف اولياى دولت عليّه از عزيمت حاج از راه جبل شده و در روزنامه مباركه انطباع يافته و اعلان شده ، قريب دويست نفر حاجى از اطراف آمدهاند [ و ] درين صفحات كه شنيدند فدوى ممانعت نمودهام ، اغلب تا به حال در خفيه [ و ] با اشخاص بىاعتبار حمل بسته و از راه سوقالشيخ رفتهاند كه از راه آب بروند .
پس از آن كه به طور خفيه بروند ، انواع خسارات و تعديات بر آنها وارد خواهد شد ؛ اگرچه نوشتم آنها را هم ممانعت نمايند .
و برخى از حجّاج كه در كاظمين و بغداد هستند ، هر روزه در كارپردازخانه مباركه حاضرند [ و ] عجز و لابه مىنمايند كه مبالغ كلى خسارت بر ما وارد آمده و مصارف شده تا خود را به اينجا رسانيدهايم ؛ حال خدا و رسول را خوش نميايد ما را از عزيمت خانه خدا ممانعت نمائيد ؛ و فدوى را عاجز كردهاند .
مهنّا و حسن ابن مهنّا با شتر و استعداد و تفنگچى ، دو سه روز ديگر وارد مى شوند . انشاءالله الرحمن پس از آمدن آنها مادامى كه به طريق معروض ، ضامن و كفيل از تجّار معتبر به استحضار ايالت بغداد بدهند و فدوى به طورهايى كه منظور نظر دارم ، كفالتنامچه « 1 » بگيرم كه اگر سوزنى از حاجّ در راه عيب كند ، از عهده برآيند . گرچه جسارت است ، ليكن در اين صورت ، ممانعت كردن حجّاج ، رجحانى ندارد .
حال امر حاجّ به اينجا رسيده كه معروض داشت . هنوز به اتمام نرسيده كه انجام عمل را معروض دارد .
انشاءالله پس از آمدن شيخ مهنّا و اجراى مراتب مسطوره و گرفتن ضامن و كفيل به طريق معروض ، انجام امر به حضور خجستهدستور عرض خواهم كرد .
[ ذيل سطر اول : ] « نمره 180 ، مورخه 18 شوال 1277 » .
GHI 1277 - 9 - 5 - 008
هامش
( 1 ) . كفالتنامه ؛ ضمانتنامه .