تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠

مسرّت

حسين مسرّت ، فرزند عبّاس ، شاعر سابق الذكر ، در شهريور 1339 ش به دنيا آمد . وى تحصيلات خود را تا دورهء كارشناسى زبان و ادبيات فارسى ادامه داد . سپس در سال 1365 ش به استخدام كتابخانهء وزيرى درآمد و هم‌اكنون به‌عنوان كتابدار و فهرست‌نگار كتب چاپى به فعّاليت مشغول است . او با بعضى از روزنامه‌ها همكارى دارد و تاكنون چندين كتاب به چاپ رسانده است و كتب ديگرى در دست چاپ دارد . مسرّت در سرودن شعر كلاسيك و شعر نو مهارت دارد كه در ذيل نمونه‌اى از آن نقل مىشود : اينك اين يزد
پدرم روزى گفت * پسرم ! روزگارى در اين دشت وسيع * كه سرش ناپيداست جنگلى بود ز سرو * كه در او مرغ و تذرو دست در دست هزاران بلبل * ساكن بيشه سبزش بودند فرش اين دشت سترگ * چمن سبز شكيبايى بود كه نه تنها يك‌بار * بلكه صد بار ابر بخشنده اين گنبد سبز * آب در بستر پاكش مىكرد بر تن سبز درختان * دميده از خاك گل‌انارى پر از دانه ياقوتى بود