مرا با خود ببر اى همسفر ، اى مهربان ، اى خوب * بهسوى قريهاى روشن كه مهد آب و گلدان است
حاتمىزاده ( حاتم )
داود حاتمىزاده ، فرزند حسن ، و متخلّص به « حاتم » ، در سال 1323 ش در بهاباد يزد متولّد شد . وى تحصيلاتش را تا اخذ ديپلم در زادگاهش به پايان رساند . او در سال 1374 ش كه انجمن ادبى بهاباد تشكيل شد از اعضاى فعال و دائمى اين انجمن گرديد . حاتمىزاده در سرودن شعر مهارت دارد . در ذيل نمونهاى از اشعار او نقل مىشود :
يا على
يا على اى سيرت زيباى حق * يا على اى ديدهء بيناى حق
تو به حق مانند كوهى استوار * در شجاعت شير حقى پايدار
تو امام حق ز سوى داورى * مصطفى را ياور و همسنگرى
تو به كعبه زادى و باشد يقين * جان ما قربان تو اى شاه دين
ما نگوييم اى على ( ع ) باشى خدا * ليك كى گردى ز حق آنى جدا
بنده و عبد خدائى اى على * در دو گيتى پادشاهى ، هم ولى
اى ولى حق تو داماد رسول * مرتضى هستى و هم زوج بتول
شير حق هستى تمام غزوهها * جان ما قربانت ، اى شير خدا
گر نبودى برق تيغ ذو الفقار * دين حق را كى نمودى پايدار
ما فداى آن يَد و بازوى تو * جان « حاتم » هم فداى موى تو
معلّم
مقامت اى معلم بس چه والاست * فزون از هر دُرّ و هر لعل و كالاست
چه كالايى همى بهتر ز علم است * اگر دانى هزاران باب حلم است
درخت علم ، همچون شاخِ طوباست * معلم ريشهاش ، بارش چه زيباست
معلم ريشهء علم است بارى * بُوَد آب زلالى ، جويبارى