تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
منزل چرا چو بوم به ويرانه‌ها بود * بر گور آرزوى چو شمعى چكيده‌ام از درد ناتوان و بُود بار غم گران * اشك غمم ، به دامن شبها چكيده‌ام از موج حادثات چو زوق تنم شكست * از روزگار همچو غزال رميده‌ام جسمَم در آتش است و روانم به اضطراب * در دامِ گردباد ، نهالى خميده‌ام شد پيكرم شكسته كه در رودِ روزگار * در بسترى ز سنگ به اينجا رسيده‌ام عمرى گذشت ( شعله ) و در كف به جاى گل * جز زخم خارها گل ديگر نچيده‌ام
فانوس اميد
من آنكه با غم و رنج زمانه مىسازم * كه از شكفتنت اى غنچه نغمه پردازم اگر كه بال‌وپرم سوخت روزگار چه باك * كه در هواى تو حق داد بال پروازم شكفت نرگس زيبا به دامن مادر * كه شور و حال دگر داد زخمهء سازم تو شب‌چراغ اميدى به خلوت شبها * كه از تجلى روى تو من سرافرازم از آن زمان كه شكفتى چو لاله در صحرا * اميد رفته بيامد بسان آغازم كنون ز بهر دل « شعله » بين طبيب آمد * دگر چو بوم چه نالم كه مرغ شهبازم

احراميان‌پور ( شاهد )

كاظم احراميان‌پور ، فرزند حسين ، در اسفند 1325 ش در يزد متولّد شد . وى تحصيلات خود را تا پنجم ادبى نظام قديم ادامه داد . سپس به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد . او نخست « كاظم » و اكنون « شاهد » تخلّص مىكند . بيشتر اشعار وى در قالب غزل و مثنوى است و نيز در مرثيه و مدح اهل بيت سلام اللّه عليها سروده‌هايى دارد . اكنون نمونه‌اى از اشعارش در ذيل نقل مىشود : انتظار در هجران حضرت مهدى ( عج )
بسته زلف توام زار و پريشان تا كى * عاشق روى توام بىسروسامان تا كى در غم هجر تو دل‌خسته و دل‌خون تا چند * اشك در ديده ز بىتابى هجران تا كى شمع‌سان سوختن و آب شدن در هر بزم * خون به دل لاله صفت از غم دوران تا كى