منزل چرا چو بوم به ويرانهها بود * بر گور آرزوى چو شمعى چكيدهام
از درد ناتوان و بُود بار غم گران * اشك غمم ، به دامن شبها چكيدهام
از موج حادثات چو زوق تنم شكست * از روزگار همچو غزال رميدهام
جسمَم در آتش است و روانم به اضطراب * در دامِ گردباد ، نهالى خميدهام
شد پيكرم شكسته كه در رودِ روزگار * در بسترى ز سنگ به اينجا رسيدهام
عمرى گذشت ( شعله ) و در كف به جاى گل * جز زخم خارها گل ديگر نچيدهام
فانوس اميد
من آنكه با غم و رنج زمانه مىسازم * كه از شكفتنت اى غنچه نغمه پردازم
اگر كه بالوپرم سوخت روزگار چه باك * كه در هواى تو حق داد بال پروازم
شكفت نرگس زيبا به دامن مادر * كه شور و حال دگر داد زخمهء سازم
تو شبچراغ اميدى به خلوت شبها * كه از تجلى روى تو من سرافرازم
از آن زمان كه شكفتى چو لاله در صحرا * اميد رفته بيامد بسان آغازم
كنون ز بهر دل « شعله » بين طبيب آمد * دگر چو بوم چه نالم كه مرغ شهبازم
احراميانپور ( شاهد )
كاظم احراميانپور ، فرزند حسين ، در اسفند 1325 ش در يزد متولّد شد . وى تحصيلات خود را تا پنجم ادبى نظام قديم ادامه داد . سپس به استخدام وزارت پست و تلگراف درآمد . او نخست « كاظم » و اكنون « شاهد » تخلّص مىكند .
بيشتر اشعار وى در قالب غزل و مثنوى است و نيز در مرثيه و مدح اهل بيت سلام اللّه عليها سرودههايى دارد . اكنون نمونهاى از اشعارش در ذيل نقل مىشود :
انتظار در هجران حضرت مهدى ( عج )
بسته زلف توام زار و پريشان تا كى * عاشق روى توام بىسروسامان تا كى
در غم هجر تو دلخسته و دلخون تا چند * اشك در ديده ز بىتابى هجران تا كى
شمعسان سوختن و آب شدن در هر بزم * خون به دل لاله صفت از غم دوران تا كى