تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥

صدر طباطبايى ( صدر )

سيد صدر الدّين محمد طباطبايى فرزند مرحوم حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد منتظرى مهريزى در نهم دىماه 1322 در خانواده‌اى روحانى در شهرستان مهريز يزد تولد يافت . او پس از تحصيلات مقدماتى ، در حوزهء علميهء يزد به فراگيرى علوم دينى پرداخت و سپس براى ادامهء تحصيل به شهر مقدّس قم عزيمت نمود . وى در ارديبهشت 1363 به‌عنوان نمايندهء مردم يزد در دومين دورهء مجلس شوراى اسلامى انتخاب گرديد و هم‌اكنون در يزد به تدريس فقه و اصول و تفسير اشتغال دارد و داراى تأليفاتى است كه برخى از آنها به چاپ رسيده از جمله : 1 - حماسه‌اى جاويد ، 2 - فرهنگ‌نامهء حجّ و عمره و اماكن مربوطه در دو جلد و شمار ديگرى كه هنوز به چاپ نرسيده است . كوخ امروز
مرغى به نوا خوش‌خوان ، ديدم به سر ايوان * ز افسون زمان سر كرد ، وز عهد كهن ، دستان كاخى بُد و شد كوخى ، عشرتكدهء پرويز * كز سوء قضا گرديد ، عبرتكده‌اى ويران گيتى كه نمىپايد ، مهرش زچه‌رو شايد ! ؟ * مهر دگرى بايد ، كورا نبود پايان هان اى بشر سركش ، بس كن ز خطا زين‌پس * بر دور خطا خط كش ، هستى تو اگر انسان مستانه چرا بر جا ! ؟ مردانه ز جا بر پا * بگرا به حق و از حق ، جانانه ببر فرمان با حق ز سر پيمان ، بايد به روى ور نه * جستن ز خطر هرگز ، رستن ز خطا نتوان اى آنكه تويى دهقان در دشت جهان ، زنهار * جز بذر نكوكارى ، بذر دگرى مفشان رامش بود و ماندن ، مقدور بشر اما * بايد عملى نيكو ، همگام عمل ، ايمان
در كنار ايوان مدائن سروده شد . به ياد او
به امّيدى كه با يادت نشستم * به خود را هم بده بيچاره هستم به ظاهر بنده‌ام اما به باطن * تو خود دانى خدا ، خود مىپرستم نما هشيارم از سُكْر هوسها * كن از جام ولا ، سيراب و مستم