تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
مىروى دردها نمىميرند * يك جهان درد مىشوم بىتو تو تمام وجود من هستى * از خودم طرد مىشوم بىتو
3 .
اى بلند و سربه‌زير ، آبشارىام ! * اعتراف كن ! بگو كه دوست دارىام من شبيه برگهاى مرده‌ام * اى كه در حضور تو بهارىام اى كسى كه با تمام خوبىات * خسته و شكسته مىگذارىام . . . در ميان ناله‌هاى ناتمام * در ميان اشكهاى جارىام بازهم تو خوب و آشنا ، قشنگ * باز من ، فرارىام ، فرارىام
4 .
بوسه مىزند اگر دوشمان تفنگ را * هشت خوان كشيده‌ايم كوله‌بار جنگ را ما نوادهء توايم اى امام راستى ! * انتخاب كرده‌ايم سرب را فشنگ را تا نشسته‌ايم بر صحنه‌هاى افتخار * كى قبول مىكنيم مرگ يك پلنگ را كوچه كوچه عاشقى كوچه اضطراب * ما مرور كرده‌ايم انقلاب سنگ را