ليك در كسب دانش و فرهنگ * جهد كن رشك ديگران بشوى
كه ز علم و عمل شوى خرسند * مايهء فخر همگنان بشوى
سعى در انتخاب دانش كن * تا سرافراز در جهان بشوى
گر « ضيائى » تو را نصيحت كرد * گوش كن تا ز عاقلان بشوى
رباعى
هركس كه بود مهر على در دل او * اندر دوجهان نيك شود حاصل او
در روز جزا طاعت آن مقبول است * كاميخته شد ز مهر حيدر گِل او
تحصيلى يزدى
مرتضى تحصيلى فهادان فرزند ابو القاسم متولد 1297 شمسى او تحت سرپرستى جدّ مادريش تحصيلات خود را تا پايان دورهء اول دبيرستان ( نظام قديم ) ادامه داده ، و سال 1328 به استخدام بانك ملى يزد درآمد و هماكنون كارمند بازنشسته و عضو انجمن ادبى يزد بوده گاهى بسرودن شعر همت گمارده تحصيلى تخلص مىنمايد .
غزل
صنما قلب مرا دَرْهم و مغشوش مكن * سند عشق من اين است تو مخدوش مكن
گر كسى گفت كه يار من دلخسته مباش * بشنو پند مرا ، حرف ورا گوش مكن
گو به پروانه كه پروا مكن از شعلهء شمع * شعلهء آتش عشق است تو خاموش مكن
به كسى نيكى اگر مىكنى از ياد ببر * نيكى ارْ با تو كسى كرد فراموش مكن
لوح دل را كه تجلّىگه انوار حق است * كوش تا با صور باطله منقوش مكن
زهر اگر دوست بدست تو دهد ريز به كام * چونكه ترياق ز دشمن برسد نوش مكن
نزد ارباب ادب چون برسى « تحصيلى » * دعوى عقل و كمال و خرد و هوش مكن
ايضا
اگر بهشت ميسّر كنى به همّت خويش * ز فكر دوزخ فردا مباش در تشويش