و همواره نامههايى كه بين آنها ردّوبدل مىشده به صورت منظوم بوده است . وى مدّت 30 سال با شغل سردفترى اسناد رسمى در خدمت مردم گذرانيد و سرانجام در آبان 1359 چشم از جهان فروبست .
از اوست :
زد طبل رحيل چون زمستان * گرديد بهار و عهد مستان
فصلى است كه شور عاشقان بيش * گردد به هواى عندليبان
گرديد بهار مىپرستان * شد موسم عيش و نوش مستان
آتشكده گشته گلشن از گل * گوئى كه به روز شد چراغان
سورى شده سوربخش و سرشار * نسرين و سمن به پاىكوبان
غنچه شده خندهرو بقمرى * نرگس بنگر خُمار و خندان
شد شورفكن به طرف گلزار * بلبل به ترانه و غزلخوان
طوطى بنگر به روى نسرين * از عِطر و نسيم گشته بىجان
اشجار وزان و نهر جارى * گرديده شكوفهها درخشان
اى عطرفروش مشكفرساى * بربند ربيع درب دكان
اى باد صبا به ماه فردين * شو حامل عِطر در گلستان
اى باد صبا گذر كن از مهر * بر چهره و زلف خوبرويان
چون نيست بهار جاودانى * مسكن بگزين به بوستانى
مدح شه انس و جان محمّد ( ص ) * برخوان به سرور و شادمانى
اى افسر مجمع نكويان * وى صدرنشين بزم خوبان
اى آنكه تو در تمام كونين * مشهورترى چو ماه تابان
خورشيد رخت چو گشت طالع * اركان ظلام گشت ويران
اى آنكه به يمن مقدم تو * گرديد جهان چو باغ رضوان
تا گشت وجود تو هويدا * گرديد زوال بتپرستان
پى برده به حكمت تو امروز * مجموع معالجان دوران
اى آنكه به آفتاب و مهتاب * بىسايه شوى همى خرامان
نارفته به مكتب و مدارس * گشتى تو معلّم هزاران