تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
مىبرم ترا به بالهاى عشق * مىدهم ترا ز كوچه‌هاى گل عبور مىنشانمت به شانه‌هاى شوق * مىرسانمت به كوى آرزو تا بسازمت هميشه سبز سبز * مىكشم به پاى تو هزار نهر آب چشمه‌چشمه جو به جو * تا ترانه‌ات ، سمن كشد به رقص تا ترنّمت ، چمن كشد به شوق * غرق آب و دانه مىكنم ترا غرق در جوانه مىكنم ترا * غرق در ترانه مىكنم ترا مژده مىدهم ترا كه ابرهاى بارور * مژده مىدهم ترا كه آب شاخه‌هاى رود عشق مژده مىدهم ترا كه آبهاى سيمگون زنده‌رود * بوسه بر لبان تشنه‌ات زنند .
براى تفت
تفت را بىتو نمىدارم دوست * بىتو در تفت دلم مىگيرد بىبهار تو دلم مىميرد * پيشتر زان كه برقصد گل ياس يا بخندد گل سرخ * نرگسان نگه جادويت پيش چشمان ترم مىرقصند * و به مهمانى رؤيائى عشق دل ديوانهء من مىخوانند
* * *
گر درين باغ طربناك كه تفتش خوانند * شبنم مست عذار تو نبارد گل عشق