هر نوشته رازى از جمال * برده تا عروج آسمان دوردست سبز
تا به ارمغان خاك تيره آورد * خوشهخوشه چلچراغ كهكشانِ عشق
هم به ميهمانى خدا برد مدام * خيل عاشقان تشنه با اذان عشق
شهر صنعت قنات * طرفهكار پرشگرف دستهاى جستجو
شاهكار پنجههاى تشنهلب * جلوهگاه جوشش و طلب
در تن زمين گرم * آن زمين كه شسته دست آرزو ز ميغ
از كرانه تا كران عطش * در عبور بىقرار موج اشتياق
مانده رگرگ حياتشان هنوز * بىزلال آب زندگى ، دريغ
شهر كارخانههاى زرنگار * شهر ترمه لباس دوست
شهر رنگ دلكش حنا * شهر قلعه و رباط و دژ
شهر تاغ و گز * شهر گردبادهاى تند
شهر تپههاى رهسپار شن * شهر راز رويش جوانه در عطش
*
دردمند قصه توأم * ساده و صميمى و صبور