شهرستان يزد به امر قضاوت اشتغال داشته و در هيئت و تصوف و منطق و فنون حكمت شهرت بىنهايت يافته و در فنون شعر نيز مهارتى بسزا داشته است . از جمله تأليفاتش شرح ديوان حضرت امير المؤمنين على عليه السلام است . همچنين بر كافيه و هدايه و طوالع و شمسيه ، حواشى دقيق در عقد انتظام آورده و در آن مؤلفات كمال دانش خود را عرضه داشته است . وى در فن معما داراى رسالهء مفيديست و مقدمهاى را كه بر شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السلام نگاشته آن را فواتح هفتگانه ناميده كه فاتحه ششم آن در نبوت و ولايت و فاتحهء هفتم در فضائل على ابن ابى طالب ( ع ) بر وفق قرآن و حديث نقل كرده و در پايان فاتحهء هفتم مولود و رحلت ائمه اثنى عشر ( ع ) را بيان نموده است قاضى شعر نيكو مىگفته و در شرح ديوان در ذيل هر فقرهاى از اشعار آن جناب پس از ترجمه و شرح يك رباعى حاصل مضمون آن شعر گفته است مثلا در شعر اول ديوان كه آن حضرت مىفرمايد :
الناس من جهة التمثال اكفاء * ابوهم آدم و الام حواء
قاضى پس از شرح و ترجمه گويد :
آدم كه به صورت همه چون يكدگرند * بايد كه به عين مهر درهم نگرند
نام پدر و مادر صورى نبرند * كاين قوم ز يك مادر و از يك پدرند
*
آن دل كه تو ديديش ز غم خون شد و رفت * وز ديده خون گرفته بيرون شد و رفت
روزى به هواى عشق سيرى مىكرد * ليلى صفتى بديد و مجنون شد و رفت
*
دانا كه براى دوستان در كار است * پيوسته ز شاخ عمر برخوردار است
هرچند تو را دولت و نصرت يار است * صد دوست كم است و دشمنى بسيار است
*
خواهى كه شود فلك ترا حلقهبهگوش * وز نور خدا دلت شود صاحب هوش
هر قيد كه باشدت به جامى به فروش * در كوى خرابات درآ ، باده بنوش