تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
نمونه دوبيتى از اشعار او نقل مىشود :
خون مىچكدم به جاى آب از ديده * كار من و دل هست خراب از ديده برخيز و بيا كه تا تو رفتى رفته است * رنگ از رخ و صبر از دل و خواب از ديده

عماد الدّين عربشاه يزدى « 1 »

او كه كتاب مونس العشاق تأليف شيخ شهاب الدّين سهروردى معروف به شيخ اشراق را به نظم كشيده در سدهء هشتم هجرى مىزيسته است . از اوست :
عشق به بازار روزگار برآمد * دمدمهء حسن آن نگار برآمد عقل كه باشد ؟ كنون چو عشق خراميد * صبر كه باشد ؟ كنون چو يار برآمد نام دلم ، بعدِ چند سال ، كه گم بود * از خم آن زلفِ مشك‌بار برآمد
از منظومهء زير كه شاعر به توصيف طبيعت پرداخته توانايى او در هنر شاعرى بارزتر و نمايان‌تر مىگردد به قسمتى از اين‌گونه اشعار كه در واقع بهاريهء زيبا را مىنماياند اشاره مىشود :
چون خسرو كامياب نوروز * بر كشور باغ گشت پيروز زد برق يمان لواى زرين * بر قبّهء زرنگار پروين خورشيد به عكس تيغ روشن * بر آب چنان بتافت جوشن كز تاب فروغ تيغ عسجد « 2 » * شد هيكل افعى زبرجد « 3 » بگشاد كمين بهار بَردى « 4 » * چون موكب آفتاب برفى
هامش
( 1 ) . ص 39 از كتاب مونس العشاق ( 2 ) . طلا ، گوهر ، مرواريد ، ياقوت ( 3 ) . سنگى است قيمتى ، داراى شفافيت و جلال شيشه و رنگش سبز مايل به زرد است . ( 4 ) . سرما