سلطان ابو يزيد « 1 »
سلطان ابو يزيد پسر امير مبارز الدّين محمّد از سلسله آل مظفر مردى خوب صورت ، نيكسيرت بوده و به سال 755 متولد شده و در سنهء شوال 792 بدرود حيات گفته است . از اشعار عذبش رباعى ذيل است :
از واقعهاى ترا خبر خواهم كرد * وان را به دو حرف مختصر خواهم كرد
با عشق تو در خاك فروخواهمرفت * با مهر تو سر ز خاك برخواهم كرد
سيد عضد « 2 »
سيد شمس الدّين يزدى معروف به سيد عضد از علماى صوفيه بوده و در عهد سلطان اولجايتو مىزيسته است سال وفاتش را 740 نوشتهاند و سيد جلال ابن عضد كه در نگارستان سخن و صبح گلشن و تاريخ آل مظفر مذكور است خلف همين عضد عالىنسب است در ضمن نمونهاى از اشعارش نقل مىگردد :
چون زلف تو از باد صبا در شكن افتد * فرياد و فغان در دل هر مرد و زن افتد
*
بر آن عزمم كه ديگرباره ، مهر او ز سر گيرم * دل اندر عشق او بندم اميد از خويش برگيرم
جلال عضد يزدى « 3 »
سيّد جلال فرزند سيّد عضد در يزد به وزارت آل مظفر اشتغال داشته است .
پدرش سيد عضد وزير محمّد مظفر بوده ، صاحبان تذكره نوشتهاند روزى محمّد مظفر به مكتب درآمد طفلى را ديد كه به نوشتن مشغول است از معلّم پرسيد كه اين كودك پسر كيست ؟ معلّم گفت پسر سيد عضد است ، باز سؤال نمود كداميك از اين كودكان بهتر مىنويسند ؟ معلّم گفت آنكه قلمتراشش تيزتر است . محمّد مظفر پرسيد كداميك قلمتراششان تيزتر است ؟ جواب داد هركدام را پدر متمولتر است .
هامش
( 1 ) . ص 60 از تاريخ آل مظفر .
( 2 ) . صفحهء 551 تذكرهء روز روشن
( 3 ) . صفحهء 63 تاريخ آل مظفر .